بایگانی برای خرداد, ۱۳۹۰

شکوه به مادرم زهرا(س) در روز میلادش!

خرداد ۴م, ۱۳۹۰

همه آن چه نوشتم محو شد از روی این صفحه سپید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نکند این سپیدی ها طاقت تحمل واژگان تلخ و سیاه را ندارند؟ شلاق!!! بر روح رنجور من که این روزهای پر ملال در کلنجار با خود است برای گذران ایام تا رسیدن سپیده صبح!!

برای مادرم نوشتم خدایا تو شاهدی. بی مهابا نوشتم و نوشتم و گذاشتم تا همه بغض های فروخورده در برابر میهمانان مادرم بشکند در تنهایی و اشک ها جاری شوند تا او، مادرم، مهربانانه با انگشتان ظریف و پاک مادرانه اش بسترد آن را از گونه هایم. مادرم که شاهد ماجرا بود امروز. شاهد استقرار پلیس و نیروهای امنیتی مقابل خانه شهید. و ممانعت از ورود میهمانان مجلس قرآن به خانه شهید و رنجه ساختن دل مادر شهید و اخم آلود کردن چهره شهید داخل همان قاب قدیمی که از روز شهادتش تا امروز شده خانه اش و هر هفته در جلسه قرآن هی لبخند می زند و لبخند می زند و روحش تازه می شود با هر ذکر صلوات و فاتحه و قرآن و دعا و البته با همه خیراتی که در این خسینیه بوی خوش صواب را می پراکند.

مادرم! من که هرگز سیلی خوردن و تازیانه خوردن و دشنام شنیدن و بی حرمتی به ساحت والای او را باور نکردم و نمی کنم، عصرگاه امروز گذاشتم تا او شلاق خوردن روح عریان مرا در ملأعام ببیند و روترش کند. من که نامم را برای آگاهی و یادآوری  آن به آن از خاستگاهم، راهم و هدفم، فخرالسادات انتخاب کردند، امروز در مقابل خواسته غیرمشروع و غیرقانونی تعطیلی مجلس قرآن خانه شهید به نیت سلامت همسرجان و دیگر زندانیان سیاسی، ایستادم و گفتم این مجلس تعطیل شدنی نیست مگر به حکم قضایی تا کسی نتواند ما را به اقدامات غیرقانونی محکوم کند. 

من الله الله گویان و قرآن خوان در پیشگاه مادرم زهرا(س) لب به شکوه گشودم از همه فشارها که نمی دانم چرا بر ما روز به روز افزون می شود. این سختی ها را تحمل کرده و می کنیم اما اهانت به ساحت خانواده شهید و بی حرمتی به میهمانان آنان را تاب آوردن آسان نیست.

«آنان»پس از ایجاد مزاحمت ها و راندن میهمانان و راه بندان ها و ممانعت ها دست آخر خبر خوش دادند که مجلستان بی ایراد است، برقرار باشد و من در محضر خدا و شهادت صاحب البیت و شهیدش و شهادت مادرم فاطمه(س) لب به اعتراض گشودم که نیمی از میهمانان را رانده و نظم مجلسمان را به هم زده و آرامش را از میزبان و مدعو سلب کرده اید برای هیچ؟؟؟

عجبا در روز ولادت زهرایمان رفتار غیرفاطمی و غیرعلوی از مدعیان ولایت شوی زهرا(س) سر می زند و ما باز هم باید چشم پوشی کنیم از این بدی ها چون اصلاح طلبیم! ما گذشت می کنیم اما شکوه هایمان باقی است در پیشگاه مادرمان، جدمان و خدایمان که بصیر است و آگاه.

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۰)

مرا می شنوی ماه جان؟!

اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۰

ماه ماه!

تو بیا ز پنجره اتاق من

به کنار من

تو بیار خبری ز یار من

زدلدار من

ماه ماه!

تو بیا به کنار من

تو بگو ز روزگار گلعذار من

ز شب زنده داری های یار من

ماه ماه!

تو بگو با من

که چه سان گذرد شب های او

همه لحظه های او

همه لحظه های دلدار من

ماه ماه!

تو بشو قاصدکی ز سرای یار من!

تو بیار خبری ز احوال نازنین روزه دار من

ماه ماه!

تو بیا و ببر خبری ز روزگار من برِ یار من

تو ببر خبر دل زار من

ماه ماه!

تو که هم نشین شب های یار منی

تو بیا و نشین به کنار من

تو شنو همه نغمه های دل بی قرار من

تو بیا و بشو مونس شب های تار من

ماه ماه!

تو مرو ز کنار من

تو بمان به برم که بجویمت همه رازهای سر به مهر نگار من!

ماه ماه! ماه ماه!

تو مرو، تو بمان و بده مژده وصل دلدار من، نگار من

ماه تو بمان چو همیشه امید شب تار من.

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۰)

Sitemap