بایگانی برای خرداد, ۱۳۸۷

زنان شکست خوردگان مجلس هشتم؟

خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷

از آن روز که زنان ایرانی با وقوف به قابلیت‌های خود و با احساس مسوولیت نسبت به کشورشان و سرنوشت ایرانیان با حسن‌ظن نسبت به برادران مبارز و مشروطه‌خواه خود در انتظار دریافت حق‌رای بی‌تابی می‌کردند و ناگهان درکمال ناباوری مشاهده کردند که با قرار گرفتن در کنار دیوانگان، مهجوران، ورشکستگان و صغار از حق رای محروم گشته‌اند، بیش از یک صد سال می گذرد.

آن روز زنانی که پا به پای مردان برای رسیدن به عدالت خانه جنگیده بودند و علاوه بر به صحنه آوردن همسران، برادران، فرزندان خود و پشتیبانی از آنان همه سرمایه‌شان را که اندوخته سالیان عمرشان بود، به پای هدف مقدسشان ریختند و حتی فرزند در آغوش تفنگ به دست گرفته وارد عرصه نبرد شدند و در بعضی مناطق با لباس مردانه جنگیدند و کشته شدند، آنگاه که مشروطه به پیروزی رسید علاوه بر تمنیات عمومی برای رفع ظلم و رسیدن به عدالت، به ارتقای جایگاه خود می‌اندیشیدند، به توسعه انجمن‌هایی که تشکیل داده بودند، مدارسی که ساخته بودند و حضور اجتماعی و مشارکتشان که نضج گرفته و محرکی برای حضور مردانشان شده بود. باری مردان مبارز دوران مشروطیت خیلی زود همراهی زنانشان را فراموش کردند و قابلیت‌ها و توانمندی آنان را انکار کردند و گفتند خیلی زود است که میوه از درخت چیده شود و باید منتظر رسیدنش ماند و منتظر پخته شدنش!
بهت و ناباوری زنان حاضر در صحنه به زودی به باور واقعیت انجامید و انجمن‌های سری به فعالیت‌هایشان ادامه دادند و مدارس دخترانه و نشریات زنانه و زنان عزم کردند تا با تربیت نسوان وطنخواه آینده اندیشی کنند و فردای بهتر را برای ثبات وطن بخواهند. هرچند حق رای در دوره پیشین به زنان ایرانی اعطا شد اما شرایط آن روز چنان نبود که این امر مزیتی برای عموم زنان محسوب شود، که عموم زنان رای خود را آگاهانه به صندوق نمی‌ریختند و به تعبیر حضرت امام (ره) مردان هم آزاد نبودند که زنان آزاد باشند و اعطای حق رای به زنان صرفا نمایشی بود برای خودنمایی و اثبات خود و برای عقب نماندن از قافله تمدن و با امکان رای‌آوری زنان، به ناگاه جامعه ایرانی شاهد نمایندگان و سناتورهای زن در مجلس شورا و سنا شد. در این مقال سر آن ندارم که به تحلیل و نقد نحوه حضور زنان در دوران رژیم پهلوی در مجلس بپردازم، اما در عین حال نمی‌خواهم سیر صعودی حضور زنان در مجلس شورای ملی را نادیده انگارم حضور تعداد ۲۰ زن در آخرین مجلس رژیم پهلوی درحالی که میزان باسوادی زنان بسیار پایین بود، تامل‌برانگیز است.
 با یک نگاه موشکافانه به دوران استقرار جمهوری اسلامی می‌توان درایت حضرت امام و شاگردان مکتب فکری‌اش؛ بزرگانی چون شهید بهشتی را در توجه به مسائل زنان و درک ضرورت حضور آنان، مشاهده کرد.
 شاید اگر در همان مجلس اول اصرار این بزرگان و تلاش برای متقاعد کردن زنان برای ورود به عرصه‌ای بدیع برای ایشان نبود، ( با توجه به شرایط آن زمان و مخالفت‌های جدی از جانب متحجرین با حضور زنان در مجلس که آن را فعل حرام می‌دانستند و تنها دیدگاه‌های مترقیانه حضرت امام(ره) و سرعت عمل در پاسخگویی بجا به آن می‌توانست مانع کارشکنی‌هایشان شود)، هرگز این سد شکسته نمی‌شد و زن ایرانی دوران انقلاب در جایگاه واقعی خود قرار نمی‌گرفت.
حضور سه زن در مجلس اول ذهنیت‌ها را برای مشارکت سیاسی خاص زنان آماده کرد و تا مجلس سوم این تعداد ثابت ماند. در مجلس چهارم این تعداد به ۹ و در مجلس پنجم به ۱۴ نفر رسید. به مجلس ششم ۱۳ زن راه یافتند و این تعداد در مجلس هفتم به ۱۲ نفر رسید و نهایتا این سیر نزولی در مجلس هشتم که انتظار می‌رفت با توجه به بالا رفتن سطح سواد و آگاهی زنان، افزایش مطالبات زنان و نیازهای روز و شرایط موجود نه‌تنها متوقف نشد بلکه به اوج رسید و حضور هشت زن در مجلس هشتم به نوعی نشانگر شکست زنان در مبارزاتشان برای به دست‌آوردن کرسی‌های بیشتر در خانه ملت شد.
متاسفانه عملکرد منفعلانه زنان مجلس هفتم تاثیرات منفی خود را روی افکار عمومی گذاشته به نحوی که امروز بعضی معتقدند لزوما حضور زنان در مجلس نمی‌تواند نافع به مصالح زنان و اعاده‌کننده حقوق ایشان باشد و چه بسا حضور زنانی که هرگز دغدغه حقوق زنان نداشته و درک درست و کاملی از مسائل و مشکلات زنان ندارند به سکوت، بد دفاع کردن و حتی در مواردی چنان که دیدیم مقابله و رودررویی با زنان منجر شود.
 خوشبختانه طی چند سال اخیر، علاوه بر زنان مجلس هفتم، تجربه حضور زنان آگاه، مستقل، زمان شناس، دردآشنا، جسور و قدرتمند مجلس ششم را نیز داشته ایم و هم از این رو امکان مقایسه دو مجلس و عملکرد نماینده‌های آن به‌ویژه نمایندگان زن میسر است. شاید در یک کلام بتوان گفت تقریبا مجموعه ویژگی‌های پیش گفته در نمایندگان زن مجلس هفتم وجود نداشت و اگر احیانا یکی دو نفری از آنان بعضی از این ویژگی‌ها را دارا بودند به دلیل عدم ‌همراهی مردان تشکیلاتشان هیچ‌گونه امکان مانوری نداشتند.
مجلس هفتم در یک ارزیابی خوشبینانه مجلسی ساکت نسبت به مسائل زنان بود و البته جامعه زنان نواختن‌های گاه و بیگاه وکلای ملت را اعم از مردان و زنانی که نواختن‌هایشان دردناک‌تر بود فراموش نمی‌کند. زنان اصلاح‌طلب نیز در آستانه مجلس هشتم بر اثر چشیدن حلاوت اقدامات فراکسیون زنان مجلس ششم در دو حوزه وظیفه‌ای قانونگذاری و نظارتی چهارسال حرکت منفعلانه و گاه سوگیرانه مجلس هفتم در ارتباط با مسائل زنان را تحمل کردند.
اما این بدان معنا نبود که وظیفه آگاهی‌بخشی و نیز اطلاع‌رسانی و دادن هشدارهای لازم به نمایندگان راه‌یافته به مجلس را فراموش کرده و یا از آن تخطی کردند بلکه از هر فرصتی برای طرح مطالبات زنان و پیگیری آن استفاده کردند که آخرین اقدام دادن نامه سرگشاده به مجلس از جانب ایشان بود و شاید تاثیرات آن در کنار فشارهای اجتماعی و حساسیت‌های بین‌المللی موجب شد که در پایان عمر مجلس، گوشه چشمی هم به مسائل زنان ازجمله مسئله ارث و دیه بشود.
باری با انتخابات مجلس هشتم فرصتی دوباره در اختیار زنان قرار گرفت تا به سرنوشت خویش بیندیشند و برای تغییر آن چاره‌اندیشی کنند. همه ما شور و نشاطی را که بر اثر حضور سردار اصلاحات سیدمحمد خاتمی و پرچمداری ائتلاف اصلاح‌طلبان به ناگاه در سراسر کشور به وجود آمد و نیز تلخکامی مردم را بر اثر رد صلاحیت‌های گسترده و بازداشتن تعداد زیادی از کاندیداهای دلسوز و دردآشنا از رقابت، به یاد داریم. نتیجه طبیعی این معادله از پیش روشن بود اما همان مردمی که با انگیزه‌های باقیمانده به منظور برهم زدن نقشه‌های از پیش تدارک شده پای صندوق‌های رای رفتند همچنان بی‌تاب اعلام نتایج آرا را انتظار می‌کشیدند و بازماندن کاندیداهای خود را از ورود به مجلس هرگز باور نکردند.
 باری هرچه بود گذشت و مجلس هشتم در هفتمین روز از سومین ماه بهار افتتاح شد درحالی‌که به سختی می‌شد معدود زنان راه‌یافته را به دید آورد. حالا ما مانده‌ایم و انبوهی از مطالبات انباشته شده که اگر مجموع نمایندگان درک درستی از آن نداشته باشند، حتی زنان با سهمیه ۳۰ درصدی هم از عهده پاسخگویی به آن برنمی‌آیند. و اینک ما مانده‌ایم و انتظاراتی نه‌چندان غیرقابل تصور، سخت و اجابت نشدنی اما تمنیاتی که اجابت آنان زنان و مردان معتقد و سخت کوشی را می‌طلبد که منافع فردی، حزبی و گروهی خود را به پای منافع مظلومان دیارشان قربانی کنند. مردانی که ابراهیم‌وار بت درون را سهمگینانه درهم شکنند تا با درونی صاف و حق‌بین، آهنگ توحید کنند و زنانی که هاجروار ترک یار و دیار کرده با سعی خود چشمه رحمت را به جوشش درآورند و سیراب سازند.
 زنان و دخترکان این دیار اهورایی را که خدایگانش از دوران باستان آنان را به مهر و دوستی فراخوانده‌اند و اسلام عزتشان را افزون کرده و انقلاب پایداری ارزش‌های انسانی و اخلاقی را به آنان نوید داده و خود با نگاه به درون دردها را می‌شناسند و در پی درمان به راه‌های قانونی متشبث می‌شوند و باز هم درب عدالتخانه را می‌کوبند که بیش از یک‌صد سال پیش پدرانشان و مادرانشان با خون جگر بنا کردند، به امید شنیدن پاسخی در خور شأنشان.

 و این امید است که می‌ماند.

منبع : روزنامه کارگزاران     http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?12356


 

ارسال شده در دیروزنوشت | نظرات (۷)

این درب ها بسته نمی شوند

خرداد ۷م, ۱۳۸۷

مجلس بازگشایی می شود .
نماینده های هشتمی وارد بهارستان می شوند .
نماینده های این دوره از نظر مردم درجه بندی شده اند :
درجه یکی ها آن ها که در رقابت نسبتا آزادی راهی مجلس شده اند .
درجه دویی ها که در شرایط کاملا نابرابر و بدون رقیب ورقابت چپانده شده اند به خانه ملت .
زنان هم شکست خوردگان این مجلسند .
یک اقلیت محض مطیع از گروه دوم که دقیقا تعبیر آرمین را در آن کلام جنجالیش در مجلس ششم به یاد می آورد .
اما این بار این ویترین آنقدر کوچک است که اصلا به دید نمی آید .
زن ها به مجلس قانون گذاری از قدیم الایام چشم دوخته اند تا شاید مطالبات سالیان فرجامی نیک یابد .
زن ها عادت کردند به مطالبه حقوقشان از آقایان چون آنها در مسند قدرتند .
حالا این امیدها می رود که به ناامیدی بگراید .
زنان مبارزه را نوع دیگری آغاز می کنند .
می خواهند زن هارا برگردانند به خانه .
این بار زنان جور دیگر تربیت می کنند فرزندانشان را .
جوری که پسر ظالم بار نیاید و دختر مظلوم .
جوری که ظلم عیب باشد از ناحیه هر دو جنس و نادیب شود هر مرتکبی .
جوری که فردا روز فرزندان ایران نستوه همه شکوه گذشته را به دید آورند و احیا کنند .
و فردایشان راببینند و برای آن تلاش کنند .
جوری که زن و مرد بودن بشود فرع بر انسان بودن .
زنان اگر هم به خانه برگردند، درب خانه باز خواهد ماند برای ورود هوای تازه .
این درب را هرگز نمی توان بست .
امروز دیگر هیچ دربی را نمی توان بست اما می توان گوش ها را گرفت و نشنید و چشم ها را بست و ندید .
صم بکم عمی فهم لایعقلون.

صدق الله العلی العظیم

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۱۷)

Sitemap