بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۶

بالاخره ما اومدیم

اسفند ۱۰م, ۱۳۸۶

خوب دیگه نظر جمعی بر این قرار گرفت که اصلاح طلبان هرجا امکان رقابت دارند، در انتخابات شرکت کنند و هرجا رقابتی ممکن نیست شرکت نکنند .
وضعیت تهران هم با توجه به رد صلاحیت عده زیادی از کاندیداها از شرایط ویژه ای برخوردار است که نهایتا موجب شد دوستان زیر بیست نفر لیست بدهند  .
ما هم که بحث سهمیه سی درصدی را به لطف شورای نگهبان داریم فراموش می کنیم و آن را یک آرزوی قابل وصول در آینده و در شرایطی مناسب همچنان در ذهن خود نگاه می داریم .
در اخبار خواندم که همسرجان به عنوان رئیس ستاد انتخابات مشارکت انتخاب شده و البته حسن انتخابی است و نویدی برای جدیت مشارکتی ها .
بدون اطلاع از این خبر روز چهارشنبه جلسه اضطراری شاخه زنان را تشکیل دادیم و برای نحوه فعالیت های انتخاباتی چاره جویی کردیم که نهایتا این جلسه منجر شد به تصمیم گیری برای ورود معترضانه و فعال در انتخابات با تشکیل ستاد مرکزی و همکاری با ستادهای اصلاح طلبان در استان ها .معصومه حبیبی دوست و همکار عزیزمان در شاخه زنان، مسئولیت ریاست ستاد را پذیرفت و دوست دیگرمان دلارام غنیمی فرد به عنوان قائم مقام انتخاب شد و باصدور بیانیه ای این ستاد کارخود را آغاز کرد . منتظریم تا روز شنبه، مجمع زنان اصلاح طلب هم تکلیف خود را برای نحوه شرکت اعلام کند و ببینیم بالاخره برای حمایت از زنان کاندیدای اصلاح طلب چه باید بکنیم .
هم اکنون ما در حال پاسخگویی به دو دسته از عزیزان هستیم :
یکی آنان که می گویند بااین همه قلع و قمع و رد صلاحیت های فله ای چرا شرکت می کنید و مشروعیت می بخشید به انتخابات غیر رقابتی؟
و گروه دوم که می گویند معنی این لیست ناقص چیست ؟ باید لیست کامل بدهید و برای دستیابی به قدرت از تمام امکانات موجود استفاده ببرید . چون تا در قدرت نباشید امکان حیات ندارید .
مهم ترین کاری که باید بکنیم پاسخگویی به دسته اول است و رفع شبهات برای گرم شدن فضای انتخاباتی . بالاخره تصمیم به شرکت گرفته ایم هرچند محدود ولی باید برای همان شرکت محدود هم تمام تلاشمان را بکنیم .
امشب در حاشیه مراسم سوگواری اربعین وقتی در منصرف کردن یکی از کاندیداهای زن از انصراف کم آوردم، دست به دامان همسرجان شدم و او آنچنان ایشان را نواخت که فکر کنم از تصمیمش برگردد البته امیدوارم چون جسارت و شهامت و آزادگیش قابل تحسین است و از این رو خیلی به درد نمایندگی مردم می خورد . آن هم در این زمانه که زمان حاکمیت فریب و دروغ و ریاست .

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۲۱)

واضح و مبرهن است که …

اسفند ۷م, ۱۳۸۶

واضح و مبرهن است که این انقلابی که در آستانه سی امین سالگرد پیروزی اش قرار داریم، گذشته از فوایدش برای طبقه رجال، مضرات گرانباری هم داشته است از جمله از خانه  به در شدن زنان به فرمان رهبرکبیر انقلاب و دوشادوش مردان مبارزه کردن که دیگر به عقب برنگشتن و فرمانبری نکردن از عواقب آن بوده است !!!
از همان روز اول می دانستیم این افسار اگر گسیخته شود دیگر چاره نماند و همه آن چه درطی قرون و اعصار گرد آورده ایم، از کف برود به طرفة العینی . ولی چه کنیم که کسی هشدارهایمان را به چیزی نگرفت و آن شد که نباید می شد : ضعیفه ها کفش های پاشنه بلند را دور ریختند و آن کتانی ها ی سبک رو را جایگزین کردند و آن لباس های تنگ را دادند در راه خدا و تونیک و مانتو و شلوار جین خریدند تا راحت از قیطریه تا شهیاد را گز کنند و به خیابان ریختند و فریاد مرگ بر شاه و مرگ بر استبداد سر دادند و علی النهایه دیکتاتور را از از کشور بیرون راندند و بعد دیدند چه مزه ای دارد این مبارزه و شروع کردند به ادامه شعار های برابری خواهانه این بار در خانه به جای خیابان !!!
ما می دانستیم چه می شود از همان بای بسم الله تای تمت را خوانده بودیم ولی کسی گوش به حرف ما نکرد . حالا که کار از کار گذشته برای این که غیرت و حمیت خود را به این بچه سوسول های فکل کراواتی مو سیخ سیخی زبون بیچاره خام نشان دهیم، چنان با جبروت در کوچه و خیابان های شهر مانور می دهیم که از هیبتمان پرندگان ماده هم به آشیان پناه ببرند چه رسد به این ضعیفه های تازه به دوران رسیده که برای ما دنبال وکیل شدن و وزیر شدن و زبانم لال قاضی شدن و نعوذبالله رئیس جمهور شدن هستند .
حالا خیلی هم نیاز به مانور نیست همین یک شاخه نبات لایحه حمایت خانواده ( اهدایی دولت محترم و نمایندگان گرانپایه ملت)  با استفاده از حربه موثره “هوو” جل شانه چنان تارو مار می کند این جوجه های تازه سربرکرده از تخم در عرصه عمومی را که خدا داند . می فرمایید این حربه تنها برای اناث مزدوجة  کار ساز است ؟ خوب ما فکر مجردات محترمات را هم کرده ایم که بی توجه به مضرات بر هم زدن نظم عمومی، هی سرشون رو زیر می اندازند و می روند در اماکن عمومی ممنوعة للنساء مثل دانشگاه که مقدس است و محل عبادت است و ضعیفه جماعت را نباید در آن راه باشد ولی تازگی ها از بد حادثه و بی تدبیری سابقین چپ و راست چشم انسان میافتد بر این عورات خارجات من البیت  و باب گناه گشاده می شود درآن . لذا طرح سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها به عنوان حلال مشکلنا هذا عجالتا عرضه شد و تفکیک کامل من باب مصالح عمومی (بخوانید منافع مردان عز و جل مقامهم)
  و باقی بقای عمر رجال محترم البته آن گروه از رجال که نعوذ بالله اهل تحصن و بیانیه و اعتراض و امضاء و غیره نباشند که برای آنان نفس کشیدن در این نظام مقدس منت است چه رسد به رعایت حقوقشان از منظر شهروندی !!!

 

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۲۳)

Sitemap