بایگانی برای مهر, ۱۳۸۶

ما اهل دلیم و دلمان روشن است

مهر ۸م, ۱۳۸۶

اطلاعیه پشت اطلاعیه، بیانیه پشت بیانیه، نشست پشت نشست، معترضیم، مخالفیم، محکوم می کنیم !
جنبش مدنی، نقش نهادهای مدنی، کارکرد نهادهای مدنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سیاست ورزی ممکن است ؟
آب در هاون نمی کوبیم ؟
یک تقدیر لایتغیر مارا به به سوی آینده نمی برد ؟
راستشو بخواین من خیلی حوصله بحث های فلسفی ندارم که باید کلی صغری و کبری چید و یک نتیجه گرفت که گاهی نقض همون مقدماته . لابد اگه معلم فلسفه سال آخر دبیرستان این یادداشت رو بخونه می گه حرومت باشه اون نمره بیستی که بهت دادم دختر و اگه مرحوم سهایی استاد فلسفه دوران کلاس های شبانه روزی بعد از انقلاب که خودش شاگرد مطهری بود و بازگشته از نظام منحوس کمونیسم سر از قبر برداره و ببینه همه اون نفس زدنها در خونه امام جمعه زمان شاه در کوچه پس کوچه های خیابون ایران بعد از انقلاب، بیهوده بوده و منو با فلسفه آشتی که نداده هیچ تازه بدم نمیاد گاهی سربه سر فیلسوفان هم بذارم که حرفشون برای بچه های امروز قابل فهم نیست وکاربردی نیست و فردا هم که دیگه به درد کسی نمی خوره و دیره دیره، خوب چی می شه ؟ هیچ اون سهایی که من می شناختم متواضع و آروم و با لبخندی که مثل همیشه براون چهره زیبا و معنویش نقش بسته می گه : ولی بخونین توروخدا خوب بخونین نذارین مفت از درون خالیتون کنن !!!

 قرار نبود خاطره بنویسم اینجا . این یادداشت روزه ولی نمی دونم چرا دوباره یاد این استاد مهربان و گمنام اومد وسط ذهن و خیالم نشست و بار دیگه از درون متاثرم اشک مذاب رو به چشمام آورد . چقدر اشک ریختیم و فغان کردیم با رفتنش و حالا فقط یادی از او باقی است و گاه همان را هم فراموش می کنیم . چقدر امید بسته بود به ما و آنچه از دلش بر می آمد سخت بر صفحه دل ما می نشاند آن هم زبان روزه . شعرواره ای در رثایش سرودم و در مراسم یادبودش خواندم .حالا کجاست ؟ نمی دانم . آن هم به گذر ایام سپرده شد .
بگذریم این تلخی صبحگاهی را با شورو نشاط و پویایی و انرژی بخشی فعالیت های زنان کارآفرین شیرین کنم که دیروز نشست عمومی داشتند در تهران و بعد از مرور و نقد فعالیت های گذشته به ترسیم و تدوین برنامه های آتی پرداختند و از موضوعات روز هم غافل نماندند : نقد کارشناسی لایحه کذایی و تاکید بر ضرورت حضور آگاهانه زنان در صحنه های اجتماعی و خصوصا سیاسی کشور . آنان یکصدا گفتند: نمی گذاریم خانواده را که برای استحکام و پویاییش رنجها برده ایم این گونه سهل، متزلزل کنند . پیش نویس بیانیه را قرار شد دکتر منتظرالظهور بنویسد براساس همان دیدگاههای روانشناسی و جامعه شناسی خانواده و دوستان تایید کنند بر مبنای تفکر کارآفرینی .
روز پنج شنبه هم کمیته زنان خانه احزاب نشست کارشناسی و آسیب شناسی لایحه رو گذاشته بود و بحث های خوبی شد بویژه صحبت های دکتر احمدی جامعه شناس خانواده خیلی علمی بود . دکتر وسمقی هم مثل همیشه با آن کلام مقتدرانه نتیجه مطالعات سی ساله اش در فقه و حقوق را بیان کرد و مریم بهروزی هم با مخالفت هایش نشان داد این قصه خیلی پردامنه و پر مخاطره است و دل شیر می خواهد دفاع از آن . دوستان دیگری هم بودند . شرح ماوقع را در اینجا بخوانید .
حالا با همه این اوصاف، چون دیگران سرنوشتمان را تقدیر می کنند و یک اراده ماورایی ما را به قهقرا می برد و ما دست و پا و دهان بسته در این سراشیبی افتاده ایم و توان ایستادنمان نیست نعوذبالله، همه آنچه می کنیم آب در هاون کوبیدن نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ روشن است آنچه ما از این روزنه ای که به نور گشوده ایم می بینیم همه خیر است و فایده و امید و نشاط . پس خیلی خودمان را معطل فلسفه بافی نمی کنیم که بعد هم بگویند پایتان چوبین و سخت بی تمکین است . یعنی وقتش را نداریم، علمش را هم که هیچ . فلسفه بماند برای اهلش ما اهل دلیم و دلمان روشن است به قول مادربزرگ خدابیامرزم . 

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۹)

به برکت رمضان

مهر ۵م, ۱۳۸۶

ماه رمضان برای من همیشه برکت داشته و از بهترین برکاتش وسعت وقته و آرامش و طمانینه ای که امکان برنامه ریزی بهتر و کار بیشتر رو فراهم می کنه از این بابت خدارو شاکرم و امیدوترم کارها منجر به نتایج خیر باشه .چندتا برنامه جمعی در حوزه های مختلف کاری داشتیم که به افطاری ختم به خیر شد . نشست عمومی یاس رو که من بیشتر استفاده کردم و خودم در برپاییش نقشی نداشتم البته دعاگو بودم و ظاهرا دوستان عادت کردن که بیش از این هم از ما توقع نداشته باشند و در دل می گن : ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان !افطاری امسال کمیسیون و شاخه زنان هم که با دومین نشست نقد لایحه مقارن شد و دوستان علاوه بر تجدید دیدار از صحبتهای علمی و محققانه دکترعلوی تبار بهره مند شدند . جالب بود با اطلاع رسانی سایت نوروز تعدادی از علاقمندان به این مبحث از استان های دیگه از جمله یزد هم قدم رنجه کرده بودن و گله می کردند که خبرها دیر به استانها می رسه یا نمی رسه !

 برنامه بعدی پیش سمینار زن در تاریخ اسلام بود که توسط انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و با همکاری مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی شب گذشته به میمنت و مبارکی برگزار شد . میزبانی دوستان به سفارش استاد ارجمند موسوی بجنوردی، حرف نداشت و سخنرانی دکتر کولایی هم خیلی محققانه بود . آقای مهریزی علیرغم قولی که داده بود، نیامد و ما گذاشتیم به حساب کسالت ایشان و مشقت راه و …ولی جای بحثشان خالی ماند متاسفانه . هرچند گزارش دبیر سمینار طولانی شد و فرصت برای پرسش و پاسخ هم کم بود و خواستیم که ادامه بحث ها برود سرسفره (بخوانید میز افطار) که ساده و باسلیقه چیده شده بود در فضای آزاد در ایوان جوی تالار امیرالمومنین در دامنه کوههای دارآباد شمال تهران . و چه میهمانان گرانقدری را میزبانی کردیم ما و دوستان دائرة المعارف . از اعضای هیات علمی سمینار گرفته تا سخنرانان نشست های علمی پیشین تا مشارکت کنندگان سمینار از تهران و یزد و تا کلیه علاقمندان به موضوع زن در تاریخ اسلام . برای ما طرح اندیشه های نو در این سمینار خیلی مهم است و علاوه بر مقالاتی که تاکنون وعده ارسالش را داشته ایم هنوز در تکاپوی ترغیب نو اندیشان به نوشن مقاله، خصوصا در محورهایی که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته، هستیم . اقتصاد، هنر و ادبیات از آن جمله اند و مهم تر از آن توجه به این محورها در حوزه هایی غیر از ایران از مغرب و مشرق اسلامی .

 شنبه هم نشست عمومی انجمن زنان کارآفرین است . من طبق عادت تا روز آخر علاوه بر کارآفرینان عضو از دیگران هم دعوت می کنم : کارآفرین و حامی کارآفرین . صدای منشی جوان ما درآمده معترض است از این رویه و نگران بی انضباطی برنامه است دلداریش می دهم و می گویم عزیزم این فرصت ها به راحتی به دست نمی آید باید با یک تیر چند هدف را نشانه بگیریم وگرنه بازنده ایم از برکت ماه رمضان هم غافل نشو . خلاصه دوبرابر ظرفیت مهمان دعوت کرده ایم و من از حالا دارم  انرژی می گیرم از جمع انرژی بخش کارآفرینان که خودشان هنوز به ارزش وجودیشان واقف نیستند . و من احساس می کنم این منبع انرژی به تدریج می تواند انقلاب بزرگی را در زندگی زنان ایرانی ایجاد کند اگر توان مدیریت و راهبری آن را داشته باشیم به عون الله و قوته  

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۶)

Sitemap