بایگانی برای ’ دیروزنوشت‘ موضوع

رأی توأمان / همیشه زنان پشت سر مردان نیستند

خرداد ۲۲م, ۱۳۸۸

مى‌توان پذیرفت که پشت سر مردان موفق زنان بزرگى باشند که آن‌ها را حمایت کرده و شرایط رسیدن به موفقیت را برایشان فراهم آورد و حتى به میدان‌هاى پیشرفت هولشان داده باشند اما در مواقع زیادى هم مى‌توان شاهد زنانى بزرگ در کنار مردانى بزرگ بود که دوشادوش یکدیگر مدارج ترقى را طى کرده‌اند.

همراهى دکتر زهرا رهنورد، شخصیتى فرهیخته و دانشگاهى و دانشمندى هنرمند با همسرش میر حسین موسوى کاندیداى صادق و صالح اصلاح‌طلبان در عرصه کارزار تبلیغاتی، مجالى را براى اهل نظر فراهم آورده تا خانواده این کوچک‌ترین هسته اجتماعى را از منظرى دیگر مورد بررسى قرار دهند. زن و مرد دو رکن اصلى خانواده را فارغ از جنسیت، به عنوان انسان‌هایى مستعد و خواهان کمال ببینند که در کنار هم قرار گرفتنشان، فرصت پرواز را برایشان مهیا مى‌کند. در این نوع رابطه، زن و مرد دو بال پروازند که سستى و ضعف و نا کارآمدى هر یک موجب کندى و یا عدم امکان پرواز مى‌شود و قدرت و قوت و استحکام هر دو، پرواز تا اوج را میسر مى‌سازد. در این نوع رابطه، همراهى و مشارکت زن و مرد در محیط خانه و بیرون از آن، طعم خوش لذت از زندگى مشترک را دو چندان مى‌کند و فرزندان حاصل از آن، در محیطى آرام و سرشار از امنیت روانى پرورش مى‌یابد.

با مطالعه در دوران تجرد دکتر زهرا رهنورد که نام و نام فامیلش را ضمن احترام به والدین و به پدر بزرگوارش خود انتخاب کرده، براى هر جستجوگرى محقق مى‌شود که زندگى مشترک او را در مسیرى که از مدت‌ها پیش انتخاب کرده بود، قرار نداده است بلکه سرعت او را در آن مسیر به دلیل هم راهى هم فکر و هم فکرى هم راه، افزایش بخشیده است و عکس این قضیه نیز در مورد مهندس موسوى صادق است و این امتیازى است که همه کس شانس برخوردارى از آن را ندارد. ترکیب رهنورد – موسوى امروز به عنوان یک الگوى موفق همسری، به ویژه براى دختران نسل فیروزه‌ای، دختران متخصص، متعهد، پرسشگر ، پیروزى‌طلب و به تعبیر خودشان نسل پیروز مطرح است. رهنورد زنى است که پشت سر شوهرش قرار نگرفته و روبروى او نیز نه! بلکه در کنار اوست. اینک در سفر و حضر و مناظره‌ها و سخنرانى‌ها و جلسات تبلیغاتى رهنورد در کنار موسوى است . و این اتفاقى است که براى اولین بار در کشور ما افتاده است. کشورى که بیش از ۳۰ سال نیست که تجربه انتخابات ریاست جمهورى را دارد و جمهورى‌ که رأیشان به تعبیر امام خمینى (ره) میزان است. این بار تنها به یک فرد رأى نمى‌دهند بلکه به یک مسلک و مرام و به یک نوع سبک زندگى رأى مى‌دهند. به مشارکت، به همراهی، به زوجیت و به خانواده برابر که هیچیک از زن و مرد نه تنها مانع رشد یکدیگر نیستند بلکه مشوق و مکمل و عامل و انگیزه رشد هم هستند، رأى مى دهند. این بار در دهمین انتخابات ریاست جمهورى و در سى امین سالگرد پیروزى انقلاب اسلامی، جامعه ایرانى با درک عمیق از شرایط داخلى و بین المللى رأیشان را به نفع موسوى و با انگیزه تغییر و تحقق برابرى در صندوق مى‌اندازند. رأیى توأمان به موسوى کاندیداى اصلاح طلب و رهنورد بانوى فرهیخته اى که بانوى اول شدنش دور نیست.

 

منبع : http://www.hayateno.info/Detail.aspx?cid=149244&catid=581

ارسال شده در دیروزنوشت | نظرات (۱)

در جهان امروز هدف مساوات میان زنان و مردان، دیگر یک رویا نیست

دی ۳م, ۱۳۸۷

یکی از پیشرفت های اساسی در نیمه دوم قرن بیستم، مشارکت زنان در نظام سیاسی بوده است. در این دوره برای اولین بار ما شاهد نخست وزیری و ریاست جمهوری زنان بودیم. تا پایان سال ۱۹۹۷ نسبت زنان عضو پارلمان در ۱۰ کشور عضو اتحادیه اروپا از ۸/۵درصد در سال ۱۹۴۵ به بیش از ۲۵درصد تا پایان سال ۱۹۹۷ افزایش یافت و تعداد زنان در سطح حکومت های ملی از رقم بسیار ناچیز، در همین فاصله تا ۲۸ درصد افزایش یافت. مشارکت زنان در عرصه تصمیم گیری های سیاسی به تدریج که به پایان این قرن نزدیک تر می شویم، رو به افزایش است. هدف مساوات میان زنان و مردان، دیگر یک رویای غیرممکن نیست. (زنان و قدرت های سیاسی، روت هنیگ، سیمون هنیگ، ترجمه مژگان دستوری، نشر اجتماع، ۱۳۸۴، ص ۱۶۱)
تئوری هایی در مورد زنان در صحنه قدرت
بسیاری از تئوری هایی که در این خصوص وجود دارد، ابتدا در کشورهای اسکاندیناوی قوت گرفت. این تئوری ها به توضیح علت عدم پیشرفت زنان در دهه ۱۹۷۰ می پردازد اما تئوری های جدید دیگری در سایه پیشرفت های گوناگون زنان در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به وجود آمد. در یکی از این تئوری ها گفته می شود ما برای از بین رفتن نقاط ضعفی که زنان با آن روبه رو هستند، باید منتظر مرور زمان بمانیم. اولین چیزی که این تئوری عنوان می کند غیبت همیشگی زنان در پست های رهبری سیاسی است که علت اصلی آن «قوانین آهنین» است که زن را همیشه به نقش های ثانویه و حاشیه یی می راند، در حالی که مردان انحصار پست های رهبری و سایر جایگاه هایی را که پایگاه قدرت تلقی می شود، در اختیار دارند. با این همه می توان با قوانین آهنین از ریشه مبارزه کرد. به طوری که می بینیم از دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با افزایش چشمگیر تعداد زنان در دستگاه دولت از جمله پست های ریاست و سایر پست هایی که حقیقتاً دارای قدرت هستند، این کار انجام شد. تئوری خوشبینانه فرضیه «تاخر زمانی» می گوید به مرور زمان که زنان در نظام سیاسی جا می افتند، انزوای سیاسی آنها از بین می رود. دومین دیدگاه خوشبینانه تئوری «توده حیاتی» است که می گوید؛ عملکرد زنان متفاوت است به شرط آنکه تعدادشان کافی باشد. مثلاً در یک رخداد انتخاباتی باید ۳۰ یا ۴۰درصد هیات انتخاباتی زنان باشند. در غیر این صورت نمی توانند قراردادهایی را که طی سالیان متمادی توسعه یافته و شکل گرفته تغییر دهند و نهایتاً با معیارهای موجود سازگار می شوند و در همان سیستم سلسله مراتبی سیاسی پیشرفت می کنند. (همان، صص ۱۶۵-۱۶۲)
حمایت از حضور گسترده زنان در امر تصمیم گیری
به طور کلی سه بحث عمده از حضور گسترده زنان در امر تصمیم گیری حمایت می کند؛
۱- مساوات و عدالت بر اساس دموکراسی
۲ – معرفی و طرح منافع زنان
۳- به کارگیری موثر کلیه امکانات و ظرفیت های موجود
امروزه عموماً این اصل پذیرفته شده است که میان زن و مرد باید مساوات وجود داشته باشد و زنان دیگر نباید بیش از این از صحنه سیاست دور بمانند. دموکراسی حکم می کند که زنان آن هم به تعداد معقول و منطقی در وادی سیاست و تصمیم گیری مشارکت کنند. در ارتباط با دومین مبحث هم گفته می شود منافع زنان و مردان کاملاً از یکدیگر متفاوت است. به همین دلیل زنان باید برای تعیین و تشخیص این منافع در ساختارهای تصمیم گیری مشارکت داشته باشند و در مورد سومین مبحث هم باید توجه داشت که زنان نیمی از جمعیت جوامع را تشکیل می دهند. بنابراین نیمی از توانایی ها و استعدادهای بالقوه را زنان به خود اختصاص می دهند و کنار گذاشتن زنان از سیستم سیاسی یا هر بعد دیگر زندگی به معنی اتلاف وقت و هدر دادن منابع و ذخایر قابل دسترسی محسوب می شود و مشارکت آنها در این سیستم ها دسترسی به این منابع را به حداکثر خود رسانده و موجب بهبود کیفیت نتایج و دستاوردها می شود. (همان، صص ۱۷۳- ۱۶۶)
را ه های افزایش مشارکت زنان و رهبری زنان در حوزه سیاسی
در سال ۱۹۹۵ و هنگام تصویب سند چهارمین کنفرانس جهانی زن، کار پایه عمل و اعلامیه پکن، از نابرابری زنان و مردان در سهیم شدن در قدرت و تصمیم گیری در جمیع سطوح به عنوان یکی از عرصه های خطیر مشکلات و حوزه های دوازده گانه بحرانی زندگی زنان نام برده شد و در بند ۱۸۶ سند پکن آمده است؛ «نسبت نازل زنان در میان تصمیم گیرندگان اقتصادی و سیاسی در سطوح محلی، ملی، منطقه یی و بین المللی، بازتاب موانع ساختاری و نگرشی است که باید از طریق اقدامات مثبت به مقابله با آنها برخاست.»
مشارکت و رهبری زنان در حوزه سیاسی را می توان به چندین نحو افزایش داد.
۱- از طریق فعالیت های آموزشی و اطلاع رسانی می توان زنان را تشویق به رای دادن کرد.
۲- مهارت های زنان در عرصه سیاست، سخنرانی های عمومی و رهبری را می توان از راه برنامه های کارورزی پرورش داد.
۳- برای زنان داوطلبی که در جهت اشغال مقامی سیاسی فعالیت می کنند، می توان کمک های مالی تامین کرد.
۴- معمولی ترین تدبیر برای افزایش مشارکت سیاسی زنان، در پیش گرفتن اعمال مثبت یا تعیین اهداف و مقاصد قابل اندازه گیری است.
۵- توازن بین مسوولیت های خانوادگی و اجتماعی زنان
موانع مشارکت سیاسی زنان
زنان در سطح جهان کم وبیش با موانع مشترکی در برابر مشارکت تاثیرگذار سیاسی و اجتماعی به شرح ذیل مواجهند؛
- نگرش ها و روش های تبعیض آمیز
- روابط نابرابر قدرت میان زنان و مردان در خانواده
- مسوولیت های خانه داری و مراقبت از فرزندان
- بیرون بودن مسائل مورد علاقه زنان از حیطه دستور کارهای سیاسی
- بی سوادی
- نداشتن تجربه در امور عمومی
- نداشتن الگوهایی برای ایفای نقش و حمایت نشدن از جانب زنان صاحب قدرت
- ترس از قرار گرفتن در معرض خشونت، آزار، انتقاد و طلاق
- فقر
- بالا بودن هزینه جست وجو و تصاحب مشاغل دولتی
- تبعیض ضدزنان اقلیت از هر نوع
- وجود فرهنگ رویارویی سیاسی، به وجود آورندگان برندگان و بازندگان
- ملقب کردن مردان به لقب سرپرست خانوار برای همه مقاصد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی
- پایین بودن اعتماد به نفس
(زنان؛ پیش به سوی قدرت، شهیندخت مولاوردی، نشرجمعیت حمایت از حقوق بشر زنان، ۱۳۸۶،صص ۵۸-۵۷)
مشارکت سیاسی زنان در ایران
با ذکر این مقدمه طولانی قصد آن داشتم که موقعیت سیاسی زنان را در فضای بین المللی، هرچند با اطلاعاتی مربوط به یک دهه پیش، تا حدی ترسیم کنم و پس از آن به مشارکت سیاسی زنان در ایران بپردازم.
هرچند مطالعات پراکنده یی در این زمینه به سفارش بخش های متولی امور زنان در دولت اصلاحات از جمله با موضوع مشارکت سیاسی زنان در تهران به سفارش مرکز امور مشارکت زنان انجام شد اما نتایج همایش ملی بررسی مشارکت سیاسی زنان در ۲۸ مرکز استان کشور، می تواند مستند ارزشمندی برای هرگونه تحقیق و مطالعه ثانویه در این زمینه باشد که متاسفانه با تغییر دولت این تحقیق ارزشمند توسط یک تیم معتبر دانشگاهی و با همکاری استانداری های سراسر کشور و پژوهشگران برجسته استانی انجام شد، چون دیگر تحقیقات آن دوره مورد بی عنایتی قرار گرفت و ظاهراً هیچ گونه استفاده یی از آن در برنامه ریزی های کلان نشد و تنها یک نسخه از آن در اختیار خانه احزاب قرار گرفته است که امید می رود بهره لازم از آن برده شود. از مهم ترین یافته های این تحقیق، دستیابی به میزان مشارکت سیاسی خاص میان زنان است که کمتر از سه درصد است و این درحالی است که مشارکت سیاسی عام در میان زنان بالاتر از ۷۰درصد است. هرچند در این تحقیق تنها مشارکت سیاسی زنان مورد مطالعه قرار گرفته و تحقیق جامعی که مشارکت زنان را در قیاس با مردان سنجیده باشد در دست نداریم اما می توان حدس زد که به طور کلی درصد مشارکت سیاسی خاص در کشورمان پایین است و متاسفانه همه برنامه ریزی هایی که دولت اصلاحات به منظور توسعه سیاسی در کنار توسعه اقتصادی در مجموعه فعالیت های هشت ساله خود داشت با تغییر دولت به محاق رفت و هرگونه اقدامی برای افزایش این نوع مشارکت نیز به دست فراموشی سپرده شد. طبیعی است وقتی قرار است مساجد و تشکل های مذهبی جای حزب را بگیرند، مشارکت سیاسی معنا و مفهوم خود را از دست خواهد داد و با ترویج این فرهنگ و در کنار آن توقف حمایت های پیشین (هرچند در سطح محدود) از احزاب و تعطیل کلیه برنامه های ترویجی برای ترغیب زنان به حضور در عرصه های سیاسی بلکه بالا بردن هزینه های آن می تواند حرکت رو به جلو برای ایجاد تعادل نسبی را، اگر نگوییم کاملاً متوقف، با ایجاد موانع گونه گون کند کند. در چنین شرایطی نقش نهادهای مدنی و به ویژه تشکل های سیاسی و احزاب بیش از پیش اهمیت می یابد. هرچند بیشترین انتظار در میان نهادهای مدنی از «خانه احزاب» می رود که خود مولود دوران اصلاحات است و قرار بوده معین برنامه های توسعه سیاسی دولت وقت باشد.
اما یکایک احزاب نیز باید به این نقش کلیدی و تاثیرگذار توجه لازم را داشته باشند و هرگز شرایط نامطلوب کشور را بهانه یی برای بی اعتنایی به این امر مهم قرار ندهند.
زنان در حزب مشارکت ایران اسلامی
در یک نگاه اجمالی به وضعیت زنان در احزاب و نیز نحوه نگرش احزاب به مسائل زنان، می توان شاهد بی توجهی به حضور و مشارکت زنان و بیشتر از آن بی اعتنایی به مسائل زنان بود. این درحالی است که به رغم چالش ها و موانع پیش روی زنان، ایشان روز به روز بیشتر دامنه آگاهی، دانش، تخصص و مهارت های خود را در زمینه های مختلف افزایش می دهند و تنها ضعف عمده برای تصدی نقش های برجسته تر و مسوولیت های بزرگ تر، نداشتن «تجربه» است. هم از این رو مکانیسم های ایجابی از جمله اقدام مثبت برای حضور سیاسی زنان در حزب مشارکت از سال های گذشته مورد توجه قرار گرفت تا اگر در این وانفسای عدم رغبت عمومی و خاصه جامعه زنان به حوزه سیاسی، زنانی از این قدرت ریسک بالا برخوردار بودند که پا در میدان پرخطر و پرهزینه و در عین حال پراهمیت سیاست بگذارند و صرفاً به دلیل نگرش های فرهنگی غلط و عادات متاثر از فرهنگ مردسالار حاکم بر احزاب، به حاشیه رانده نشوند. ارزیابی آنچه طی چند سال اخیر در این حزب اصلاح طلب در زمینه مورد نظر صورت گرفت، مجالی فراخ تر می طلبد اما انتخابات اخیر کنگره یازدهم مشارکت حاکی از آن است که باور مردان سیاست در سطح ملی (با توجه به اینکه صاحبان آرا از استان ها، بیش از مرکز حضور داشته اند) به لیاقت و توانمندی زنان در این عرصه سخت و صعب افزایش یافته به نحوی که به رغم بی رغبتی به استفاده از اقدامات مثبت جبرگرایانه، از قدرت انتخاب خود به نفع زنان و البته به مصلحت حزب متبوع شان استفاده کردند و این بار با افزایش تعداد منتخبان زن در شورای مرکزی بر اهمیت حضور زنان و توجه به مسائل زنان که طی این ۱۰ سال عمر حزب جوان مشارکت به انحای مختلف مطرح شده، مورد کنکاش و بحث و بررسی قرار گرفت، با قاطعیت تمام صحه گذاشتند و به دنبال این واکنش مثبت به حضور تاثیرگذار زنان در حزب، شورای مرکزی منتخب نیز در انتخاب اعضای دفتر سیاسی باز هم فارغ از سیستم سهمیه بندی، حدود ۳۰ درصد از ظرفیت را به زنان اختصاص دادند و این بار با اقبال به چهره های جوان تر، نیاز حزب را به تحولی متناسب با جامعه جوان کشورمان مورد اعتنا قرار داد.
در چنین شرایطی زنان راه یافته به شورای مرکزی که همگی شان پیش از این هم به نوعی تجربه حضور در کادر رهبری حزب را داشته اند با توجه کامل به پیام هایی که از این کنگره و کنش ها و واکنش های صاحبان آرا و ناظران از مرکز و مناطق و از گروه های مختلف زنان، مردان، جوانان، اقلیت ها و… گرفته اند، بیش از گذشته مصمم هستند با برنامه ریزی هایی مبتنی بر تجاربی که طی این ۱۰ سال با آزمون و خطا کسب کرده اند، همراه با بهره گیری از تجارب دیگران که این مسیر صعب را تا حدی پشت سر گذاشته و اینک به طور نسبی در جایگاه های قابل قبولی قرار گرفته اند، زمینه حضور موثر زنان در کلیه ارکان حزب را بیش از پیش فراهم کرده و از تمام قدرت و توان خود برای باقی ماندن حزب مشارکت ایران اسلامی به عنوان یک حزب اصلاح طلب پیشرو با حضور زنان و مردانی شایسته و توانمند استفاده خواهند کرد.

ضمیمه روزنامه اعتماد ۳۰/۹/۱۳۸۷ http://www.etemaad.ir/Released/87-10-01/archive.htm

ارسال شده در دیروزنوشت | نظرات (۱)

Sitemap