بایگانی برای ’ یادداشت روز‘ موضوع

مناجات نامه همسر یک زندانی سیاسی/ روز یازدهم با طعم احسان

مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰

سم الله الرحمن الرحیم

اللهم حبّب الیّ فیه الاحسان و کرّه الیّ فیه الفسوق و العصیان وحرّم علیّ فیه السخط و النیران بعونک یا غیاث المستغیثین.

خدای من در این روز احسان را برای من محبوب و دوست داشتنی کن و در این روز فسوق و عصیان را برایم مکروه کن و در این روز خشم و سوزندگی را بر من حرام کن به یاریت ای دادرس استغاثه کنندگان.

سلام خدای مهربان خدای روز یازدهم و همه روزهای رمضان!

چقدر باعث خوشبختی است که تو خدای ما خدایی قاهری و همه کار از تو برمی آید و من با خیال راحت می توانم هر روز انبوهی از خواهش ها را از تو داشته باشم! من در روز یازدهم از تو می خواهم که احسان را برای من دوست داشتنی کنی و مرا ملقب به لقبی کنی که برای تو نامی برازنده است:  یا محسن بحق الحسن! 

خدای متعال! 

من از تو می خواهم که در روز یازدهم، مرا با فسق و فجور و عصیان و طغیان نامهربان کنی و کراهت این همه بدی را برایم بیشتر و بیشتر کنی تا هرگز به آن ها روی خوش نشان ندهم براستی عصیان معبود کردن از بی خردی است و گرد فسق و معصیت گشتن کفران نعمت است و من نمی خواهم مبتلای به این معاصی شوم نه از ترس جهنم بلکه از شرم حضور تو که این قدر مهربانی به من و من خدای ناکرده قدرناشناس نسبت به نعم تو بهترین و والاترین پناه دهنده.

ای خدای کریم !

تو می توانی خشم و غضب را که چون آتشی در وجود آدمی شعله ور می گردد، برای من حرام کنی. می توانی دل مرا حتی با بدخواهان کینه توز و عبوس و بدخلق نرم کنی تو قادر به هر کاری هستی و هر معجزه ای از تو برمی آید ای خدای عالمیان و ای دادرس استغاثه کنندگان. تو خوب می دانی که در درون من، همسر یک زندانی سیاسی، چه می گذرد. همسر یک زندانی سیاسی که همسر عزیزتراز جانش را به گناه بی گناهی به حبسی نامتعارف انداخته اند در قرنطینه ای که جز یک مصاحب غیرمتعارف و زندان بانش احدی را نبیند و احدی او را نبیند و با احدی سخن نگوید و کسی قادر به گفتگو با او نباشد. تو می دانی که در بیستم دومین ماه از دومین فصل سال نود، همسرجان من نه ماه تمام روزه داری کرده است که تا قبل از ماه مبارک رمضان این روزه ها صرفا در اعتراض به وضعیت غیرعادلانه و غیرقانونی اش بوده که همگان برآن وقوف دارند. همگان حتی آنان که منکر هرگونه اقدام غیرقانونی وغیرعادلانه نسبت به زندانیان سیاسی می شوند. تو می دانی در این ایام و در این روز یازدهم در دل من چه می گذرد و می توانی همین دل سوزنده و گدازنده از بی عدالتی ها را نسبت به بدخواهان جاهل و حتی آگاه و عامد آرام کنی. این کار بزرگ تنها از تو برمی آید اما ای خدای محرومان و مظلومان از تو تمنا دارم تا زمانی که قطره خونی در رگ هایم باقی است مرا حق جو و عدالت طلب و مطالبه گر و نقّاد و پرسشگر و مدافع مظلوم و مخالف ظلم و ظالم و پشتیبان مظلوم و علی الخصوص همسرجان قرار دهی که در غیر این صورت از انسانیت تهی خواهم شد و در مقام کالانعام بل هم اضلّ قرار خواهم گرفت که نه تو می پسندی و نه خودم!

خدای فرازمند مقدّر!

مرا در همان مقامی قرار ده که شایسته آنم نه فراتر و نه فروتز از آن که نه غرّه شوم بدان مقام و نه سستی و کاهلی پبشه کنم! مرا آن ده که آن به و به آن چه می دهی راضی و قانعم بدار.

آمین

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۰)

مناجات نامه همسر یک زندانی سیاسی/ روز دهم با طعم توکل

مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعلنی فیه من المتوکلین علیک واجعلنی فیه من الفائزین لدیک واجعلنی فیه من المقربین الیک. باحسانک یا غایة الطالبین

خدایا در این روز مرا از توکل کنندگان به درگاهت قرار بده و قرار ده مرا در آن از کامروایان حضرتت و قرار ده مرا در آن از نزدیکان و مقربان درگاهت. به احسانت ای نهایت جویندگان!

خدای توکل کنندگان!

سپاس که روز دهم را برای من با طعم خوش توکل گوارا کردی و گوارا می کنی. به راستی که اگر نبود معجزه توکل به تو، ما بندگان در بسیاری مواقع کم می آوردیم و می بردیم و می شکستیم و می گسستیم و … اگر نبود معجزه توکل ما برجای می نشستیم! اما ما از طایفه ایستادگان همیشه تاریخیم به معجزه همین توکل! به تو توکل می کنیم و یسم الله می گوییم و یاعلی و یا زهرا و یا زینب و قدم در راه می گذاریم و با امید وافر به آینده چشم می دوزیم که نوید خوش عاقبتی برایمان دارد و فال نیک برایمان می زند و نشانه های خوب را تیز می بیند و مژده می دهد!

ای خدای رستگاران!

تو را سپاس که با همه کوچکی ها و قصور و تقصیرها و کاستی ها و ضعف های درون من، مرا از رستگاران قرار می دهی به طلب خودم و با تکاپوی خودم و  به اراده خودت! نیک می دانم که بزرگی و کرم بی حصر تو مانع از آن است که عیب ها و ایرادات مرا ببینی و باز هم چشم پوشی خواهی کرد و نیز ستاری و پوشانندگی از نگاه دیگران و مصونیت از داوری آنان را به من می بخشی!

خدای مقربین!

مقام قرب تو آن چنان خواستنی است که بزرگان و اولیایت آن را طلب کرده و می کنند و چرا ما طالب این مقام ارجمند نباشیم؟!خدایا در این روز دهم مرا مفتخر به وصول به این مقام کن و مرا از مقربین درگاهت قرار ده تا آنان را که دوست نداری چون با بندگانت دوستی نمی کنند و به آنان ستم روا می دارند و با این حال تحملشان می کنی و روزی شان می دهی و حیات را برآنان گوارا می کنی و فرصتشان می دهی برای بازگشت و یا انبوه کردن گناهانشان، بیشتر و بهتر بشناسم.

ای خدای محسن توصیه کننده به احسان! 

و ای آن که نهایت جستجوکنندگانی، همه آن جه شایسته آنم در این روز دهم به من ارزانی کن. همه آن چه را به آن محتاجم و تو بیش و پیش از دیگران به نیازهایم آگاهی و همه آن چه خود نمی دانم که محتاج آنم و تو می دانی. و تمناهایم را نیز خود غربال کن و آن چه شایسته آن نیستم از عطایش بگذر و آن چه مصلحتم در آن نیست نیز!

ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۰)

Sitemap