دهمین کنگره و ریاست زنان
۴ آبان ۱۳۸۶، توسط فخرالسادات محتشمی پور
امروز جمعه چهارم آبان . مجتمع فرهنگی امیرالمومنین . دهمین کنگره حزب مشارکت
کنار آقایان میردامادی، رضا خاتمی، خانیکی، طباطبایی و خانم کولایی می ایستم کنار راهروی ورودی برای استقبال از مهمانان .
خانم کولایی می گوید ما مسئول فشردن دستان گرم مهمانهای خانم هستیم و من لبخند می زنم و آمدنشان را انتظار می کشم و درعین حال نگران پرشدن صندلی های ردیف جلو هستم . سید محمد خاتمی که می آید خانم کولایی را هم همراه او و دبیر کل می فرستم داخل . آقا رضا اما هنوز ایستاده و منتظر بقیه مهمانان است .
اریکه ایرانیان قرار بود میزبان میهمانان ما باشد ولی احضار شدند و تهدید شدند و به آنان گفتند از این حرکات ناشایست هرگز !!!و حالا تالار اجتماعات مجتمع که به لطف آقای اشرفی اصفهانی دراختیار ماست، کفاف میهمانهایمان را نمی دهد .
نطق دبیرکل عالی است . واقع بینانه و جسورانه است و بر دل می نشیند . صدای ممتد کف زدن حضار موید مدعاست و لبخندهای رضایت بر لبهاشان .
خانم کمالی همسر باقی زندانی سیاسی همراه دختر و دامادش قوچانی آمده و از بی عدالتی ها گله می کند مثل همان سالهای پیش . همسرقابل هنوز نرسیده و قرار است بعد از ظهر بیاید، اما روح الله پسرش هست . سحرخیز می گوید : خانم ها یک انجمن همسران زندانیان سیاسی باید ایجادکنندبرای حمایت . به شوخی می گویم انشاءالله خانم شما تشکیلش می دهد و او می گوید چرا شما نه ؟ من قبلا گفتم که خیلی کار دارم و آمادگی این یکی رو ندارم فعلا .
در فضای تنگ بیرون سالن به سختی می شود از مهمانها پذیرایی کرد. اما گپ و گفت ها ظاهرا لازم ترو مطلوب تر است . به آقای موسوی بجنوردی سخنرانی افتتاحیه سمینار زن در تاریخ اسلام را یادآور می شوم و به دکتر حاضری و دکتر حبیبی سهمیه زنان را در لیست مجمع مدرسین و حکیمی پور نماینده حزبشان را معرفی می کند برای شرکت در مجمع زنان اصلاح طلب و احمدی عذرخواهی می کند بابت تاخیر همبستگی در دادن وقت ملاقات و از مشکلاتشان می گوید .به بهزاد نبوی می گویم آقا شاهد ایثارتان بودم که جایتان را به خانم قدس دادید . می گوید و بار دوم به خانم ابتکار .
خبرنگارها شکارهایشان را دسته بندی و الویت بندی می کنند و از هرلحظه و آن برای تهیه خبر و گرفتن مصاحبه استفاده می کنند . تابش برای رهایی از خبرنگاران سرش را گرم می کند و من از فرصت استفاده می کنم و سفارش سمینار را به او می کنم . گله از قوچانی برای کورجنسیتی بودن شهروند را فریده ماشینی مطرح می کند و من می گویم باید جلسه ای بگذاریم برای توجیه و فیاض زاهد که وارد حلقه کوچکمان می شود همان گله را به او می کنیم و عذر می خواهد . به تعداد مهمانهایی که آمده اند حرف داریم برای زدن و خوب است همه مهمانان نیامدند وگرنه بخش بعدی کنگره هرگز آغاز نمی شد و آن انتخاب مهم …!!!
به سختی می شود اعضای کنگره را از مهمانان جدا کرد و داخل سالن فرستاد . ولی بالاخره هیات رئیسه سنی که تاکنون زنی به عنوان مسن ترین وارد آن نشده کنترل جلسه را به دست می گیرد . کولایی به خواهش تعدادی از اعضای کنگره کاندیدا می شود و انتخاب می شود و خانم عابدینی رئیس منطقه لرستان و یکی دو تا از قومیت ها و …
بالاخره پس ازگذشت ۹ سال کنگره به بلوغ می رسد و به ملاک جنسیت در انتخاب رئیس بی اعتنا می شود و خوب ریاست می کند خانم کولایی با صلابت و مدبرانه و خوب تقسیم کار می کند میان همکارانش . همسر قابل هم می رسد می گویم خوب شد آمدید وگرنه باید این جماعت را در خانه می پذیرفتید . اعضای کنگره دورش را می گیرند و هریک به نوعی ادای احترام می کنند و به او می فهمانند که تنها نیست .
دبیرکل نطق پایانی را ایراد می کند ودر پایان از مناطق می خواهد تا در شناسایی و معرفی زنان توانمند برای کاندیداتوری مجلس پیشگام باشند و می گوید این باور و اعتقاد به توانمندی زنان را در عمل هم نشان می دهیم . ما در دل احسنت می گوییم و به خانم ها می گوییم که بیشتر تلاش کنند در شناسایی کاندیداهای بالقوه .
به خانه برمی گردیم . تلفن زنگ می زند : از رادیو زمانه هستم خانم شما امروز کنگره داشتید . ببخشید اگه ممکنه با دوستان دیگه مصاحبه کنید . تقریبا فریاد می کشد : خانم می خواهیم از شما پشتیبانی کنیم چرا مصاحبه نمی کنید ؟ ما اینجا به خاطر شما فحش می خوریم آنوقت شما … می گویم به ما حق بدهید که از ریسمان سیاه و سفید بترسیم . کم صدمه نخوردیم از بیرون، بگذارید در درون همین فضای تنگ و محدود رسانه ای داخل بمانیم . تایید می کند و تاسف می خورد . و من به سوال خبرنگاری می اندیشم که امروز می پرسید مجمع زنان اصلاح طلب چگونه می تواند صدایش را به گوش مردم برساند و من گفتم باید یک به یک درب خانه ها را بزند و او مبهوت ماند لابد از این پاسخ غیرممکن و لابد در دل به بلاهت من خندید .
اخبار کنگره را می توانید از نوروز پیگیری کنید .
سجاد پورسلطان
سلام عرض شد !
البته من احتمال میدهم خبرنگار رادیو زمانه هم مثل همه ی ما در دل خون گریه کرد تا اینهکه . . . ! متاسفانه ریسمان سیاه و سفید هم معضلی شده دلمان برای آقای قابل تنگ شده ….
بگذریم.
با گزارشی از یک ایست بازرسی ( گشت ) منکرات سپاه (در اهواز ) آپم !
[رستگاری در هشت و بیست دقیقه ] در :
http://www.hoviyat.blogfa.com
حتمآ بخوانید
به آقا سید هم سلام مخصوص برسانید . بفرمایید همچنان ارادتمند و مشتاق دیدار هستیم. خدانگهدار
آبان ۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۷ ب.ظ
تبسم
خانم محتشمی
سلام و بسیار خسته نباشید.
آبان ۶م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۵ ب.ظ
شهسوار
سلام.
از اینکه توانستم در کنگره از نزدیک ملاقاتتان کنم بسیار خوشحال شدم.
به نظرم ریاست خانم کولایی بر کنگره و نشستن ایشان در کنار آقای خاتمی مقدمه ای بود برای دبیرکلی ایشان که بسیار برازنده است.
آبان ۶م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۷ ب.ظ
نوید بختیار
سلام ؛
از تلاش وافر شما در راستای نهادینه شدن گام به گام رفتارهای مدنی سپاسگزارم . امیدوارم سایه های فرصت طلبی نتواند خللی در اتحاد و انسجام تشکیلات دوم خرداد ایجاد کند . با آرزوی پایداری
آبان ۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۶ ق.ظ
حیان
سلام خانم محتشمی پور.ممنونم ازراهنمایی هاتون.اگه فرصت کردی جواب سوالاتم بده..
آبان ۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۴۵ ق.ظ
ایرانی
با سلام
توصیفی و زیبا نوشتید .شما همیشه دامن اعتدال را میگیرید که خو مشی منطقی و عقلانی است موفق باشید
آبان ۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۲ ب.ظ
webmaster
اعتدال ؟؟؟؟؟
در برابر گدام واژه؟؟؟؟؟؟؟؟
آبان ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۴۴ ب.ظ
ساحل افتاده
بسم رب المهدی
سلام و عرض ادب
با بررسی شبهه ولادت امام مهدی (عج) از دیدگاه شیعه و سنی به روزم.
اهل سنت میگن: امام هنوز متولد نشده.
ما چی میگیم؟
آبان ۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۲۰ ب.ظ