نفرین نفرین نفرین
۳۰ خرداد ۱۳۸۸، توسط فخرالسادات محتشمی پور
قرار برقرار است تعدادی از خانواده ها می آیند جلوی دادستانی یکی می گوید باید برویم جلوی دادسرای تهران، دفتر مرتضوی آنجاست . راه می افتیم . می پرسند همه با هم می خواهید بروید بالا جواب ما مثبت است . امنیت آقایان کاملا محفوظ است که مبادا مظلومین و خانواده هایشان تعرضی بکنند از فرط بیچارگی . من به چشم خودم مصادیقی از بیچارگی را دیدم وقتی مادری ناله می کرد که ۴٠ روز است فرزند دانشجویش بی هیچ جرمی در زندان است و روزی ۴ قرص روانپریشی به او می خورانند !!!
از بودن مرتضوی مطمئن شدیم و گفتیم باید جوابگوی خانواده ها باشد. کسی جوابگو نبود تا این که فریاد همسران و خواهران زندانی ها در آمد . خواهر همسر من نالید : من باید جواب مادر داغدیده ام را بدهم بگویم چرا پسر نازنینش از فرزندان امام و انقلاب ٧ روز تمام در بند و حبس است باید جواب برادر داغدارم را بدهم که چرا یکتا برادرش در مراسم سوگواری فرزند او نبوده تا پشتش باشد تسلایش باشد . همسر رمضانزاده هم فریاد می کند: بچه هایمان در خانه منتظرند پدرشان را که حبس کرده اید مادر می خواهند. من می گویم ما نگران همسرانمان هستیم باید آن ها را ببینیم تا مطمئن شویم بلایی سرشان نیاورده اید . مسئول دفتر مرتضوی می گوید: صدایتان را پایین بیاورید و من می گویم : با احترام حرف بزنید با ما، خانواده زندانی سیاسی حرمت دارد 
آقای حسین آبادی وکیل همسرجان هم از راه می رسد . می گوید بیایید به اتفاق برویم داخل. من می گویم نمی آیم می ترسم حمل بر ضعف شود و خواهشی خدای نکرده
خواهرانش می روند ولی آقای حسین آبادی تاکید دارد من هم بروم .
وارد که می شویم ایشان خوش و بش می کند می گوید چای بیاورند انگار ما رفته ایم مهمانی بعد یکی یکی می پرسد حاضرین چه نسبتی دارند و می گوید همه چیز خوب است.من خودم رفته ام دیدنشان. حجاریان گفته من همین جا می مانم یا این ها را بامن بفرستید بیرون تا همینقدر به من برسند !!! وکیل از پرونده می پرسد و او می گوید که از ایشان گزارش های متعدد داریم که در رهبری شورش ها نقش داشته و اقرارهایی که کرده اند در این رابطه بعضی دستگیرشدگان . من فریاد می زنم غلط کرده کسی چنین اقراری کرده بگویید اقرار گرفته ایم آن هم تحت فشار همه می دانند و خود شما بیشتر و بهتر از همه نقش همسر مرا در آرامش بخشیدن به جامعه از کوی گرفته تا همین پیش از دستگیری بعد از مشاهده تخلفات و تقلبات بین که سند و شواهدش هست و بچه ها احتیاج به آرامش داشتند تا خود صبح در ستادها بچه ها را آرام می کرد شما کجا بودید آن موقع در خواب ناز
از پرونده سازی ها ما را نهراسانید .
وکیل خواست آرام باشیم و من گفتم این ها حکم را پیشاپیش صادر کرده اند امیدی به عدالت نیست . من همسرم را به خدا و جد بزرگوارش می سپارم .خواهرها هم پریشان بودند و خواهش مرخصی برای ختم فردا را داشتند که من از ایشان خواستم شآن برادرشان را حفظ کنند و اسباب دلخوری او را فراهم نکنند . به قاضی گفتم متوجه باشید که خانواده های زیادی را جریحه دار کرده اید و باید تاوان پس دهید. بقیه خانواده ها هم بعد از ما رفتند داخل و شکایت از بی خبری کردند. ملاقات ممنوع اما تلفن که شدنی است. یعنی باید باشد . می گوید درخواست کتبی بدهید
برای حقوق اولیه . من هیچ حس خوبی ندارم از این حضور بقیه هم مثل من . همسر عبدالفتاح سلطانی می گوید : وکیل دانشجویان دربند خودش گرفتار است می بینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به کجا باید پناه برد ؟
این داستان خنده دار دستگیری عاملان اغتشاش بدجوری باعث آبروریزی طراحانش شده البته کیهانیون که طراحان اصلی این پروژه های شوم و کثیف هستند این روزها بدجوری با دمشان گردو می شکنند و البته قلب هایی که خدا در آن جای دارد کم کم کار خودش را می کند و به قول مراجع و علمایی که جمعه در قم زیارتشان کردیم، تنها استغاثه مظلومان این بیداد را جوابگوست در حال حاضر .
برویم وضو بگیریم و نماز و نیایش به درگاه پروردگار و نفرین
نفرین نفرین 
.
khatoon
istadeam cho sham matarsan ze atasham
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۷ ب.ظ
simin
فوری/بیانیه شماره ۵میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف ایران:نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند
۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر از آن راضی نمیشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیکردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیکند، بلکه استحکام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم به صریحترین شکل ممکن و در نزدیکترین زمان تحقق یافت.
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاشهایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحرانهای مدیریتی موجود و نارضایتیهای گستردهاجتماعی، که انباشتشان میتواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسنظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمتآمیز را تحمل نمیکنند.
اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفتهاند خنثی کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از ۱۷۰ حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما خواسته میشود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بیطرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکتهای مردمی به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.
اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان یک همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم تواناییهای اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در در یافتن این راهحلهای جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندیهایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .
ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکینم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.
برادر و همراه شما – میرحسین موسوی
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۱ ب.ظ
namdar
nemidounam ketabe khaterate azar arianpour ro khoundid ya na? dar har hal shayad tasallayi bashe baraye shoma.
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۲ ق.ظ
siavash
khoda poshte panahe hamsaretoon bashee
ma poshte ishonam hastim
inha hamishe eterafate doroghin migiran
negaran nabashid
khoda poshto panahetone
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۰ ق.ظ
safieh
Salam, faghat doa mikonam! va albate nefrin! khoda be hameye ma omri bede ke bebinim ayandaro! tarikh besyar ajib ast va gahi be shedat doostdashtani!
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۵ ق.ظ
فرشید فاریابی
سلام . وبلاگ شما را غیر قابل دست رس کرده اند! اخطار فیلترینگ نمی دهد اما بدون فیلتر شکن هم ممکن نیست که مطالب دیده شوند. گفتم بدانید. نفرین بر سیاهی
تیر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۹ ق.ظ
ایران ایرانی
سلام خیلی متاسفم از اینکه یک انسان شجاع را تنها به جرم شجاعت در بند کرده اندوناراحتم که این کار را بنام دین و دفاع از ایران می کنند وامیدوارم که خدا این همه را می بیند و بزودی تقاص این ظلمها را پس می گیرد
تیر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۴ ب.ظ
reza
سلام به خواهرم …. صبرا یا آل یاسر فان موعدکم الجنه(محمد رسول الله ص)
زمانه عجیبی است …چیزی ندارم جز اینکه بگم: اذا لم تستحی فاصنع ما شئت … بی حیا باش هر چی خواهی کن
مطمئن باشید تمام این فشار و آزارها ناشی از بی حیایی و به حساب نیاوردن داور و داوری در روز جزا است
پس لعن و نفرین بر ستمگران
تیر ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۷ ق.ظ
mohsen khalili
ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد.
من از طرف تغداد بیشماری از هم وطنان خارج از ایران در اطلاع رسانی این ظلم مضاغف بی وقفه تلاشمان را خواهیم کرد.
برادر کوچک شما وتمامی ان دلاوران در بند
محسن خلیلی
تیر ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۹ ق.ظ
سپیده
دلم گرفته. بغض همیشگی ام پس نمی رود. ما همیشه کنارتان هستیم. در این شبها و روزهای وحشت سهیممان کنید.
تیر ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۴ ب.ظ
پروانه وحیدمنش
وقتی فقط می شود به درگاه خدااستغاثه کرد
تیر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۸ ق.ظ
نوید بختیار
سلام مادر ، خواهر یا … همه کس من !
او و همه ی کسانی که در حبس هستند ؛ کسان منند . کسان همسرم ، مادرم ، خواهرانم ، برادرم و در یک کلام کسان وطن منند.
من قریب به یک ماه است که از خود متنفرم ! اکسیژن را هم خدا به علت حبس این بهترین ها از ما دریغ کرده ! گرد و غبار را بنگر !
من دیوانه ام … من دوستش دارم … می دانید چه کسی را می گویم ؛ همه کسم … زندگیم … آنها که برای جستن ما به حبس رفته اند را می گویم … و در صدرشان مصطفای نازنینم … دوستش دارم … عاشقانه دوستش دارم .
بدرود
تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۵ ق.ظ
امیر
خودتوناراحت نکن توروخدا.اخه دعوا خانوادگیه برسر پول نفت وثروت وقدرت و…بین پسرخاله جان وپسرعمو جان وهمسرجان .حل میشه ویه چیزی هم به دهن شما میزارن ساکت میشین.راستی خیلی خوشحال شدم همسرجانت رو گرفتن میدونی چرا؟برای اینکه درد مردمی رو که برادرت علی اکبر ودم دستگاهش سالهای زمامداریش راه انداختن تایاد اونا هم بیفتین ومبدونین دنیا دواره ومیگرده وامروز نوبت شماست.ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار تابازبمیرد هرانکس که توراکشت.از لحن وادبیات نوشته هات خیلی بدم اومد. واقعا حیفه اون جونای مردم که کشته شدن نبود به خاطر شما شهیدشدن واقعا ارزش دارین کسی بخاطرتون خاکی رولباسش بیفته.البته من به موسوی رای دادم ولی الان پشیمونم.
تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۲ ق.ظ
شادی صدر
خانم محتشمی پور عزیز سلام
می دانم که همه این روزهای سیاه می گذرد و روسیاهی اش می ماند به کسانی که یادشان می رود هیچ انسانی ابدی نیست.
سرتان سلامت باشد و امیدوارم چشمتان به زودی روشن شود.
در راهی که می روید، موفق و پاینده باشید.
تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۵ ب.ظ