در لباس دین دروغ نگویید
۳۰ خرداد ۱۳۸۸، توسط فخرالسادات محتشمی پور
آدم تا به چشم نبینه دروغای اینارو باور نمی کنه
این روانبخش شاگرد مصباح یزدی که خیلی ادعای سواد داره در تمام مناظره ها با همسرجان ما کم آورده به شهادت حاضرین در این برنامه ها که عمدتا در دانشگاه ها بوده است . همسرجان ما از بس رئوف و دل نازک هست همیشه بعد از مناظره ها دلش می سوخت و می گفت من قصد خوار و خفیف کردن این ها را ندارم ولی چه کنم که وظیفه روشنگری مانع از هرگونه مماشات است . حالا ایشان که زخم خورده اصلاحات و کینه ورز شدید به همسرجان ماست، حضور دادخواهانه زنان را که داغداران واقعی بداخلاقی های اخیر و هتک حرمت و ناموس و جان و مال مسلمین هستند، در قم و در محضر علمای دین را بر نمی تابد . چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اخبار کذب پشت سر هم در ایرنا و سایت ها و خبرگزاری های دولتی منتشر می شود و مردم از ناچاری مجبورند پناه ببرند به رسانه های خارجی . ما که تا به حال مصاحبه ای نکرده ایم ولی عقل سلیم می گوید حرفت را به گوش مردم برسان بای نحو کان . حالا باز هم صبر می کنم چون همسرجان خیلی تاکید داشت که حتی المقدور با رسانه های خارجی خصوصا فارسی زبان ها مصاحبه نکند و به من هم توصیه می کرد که باید از ظرفیت های داخلی استفاده کنیم برای روشنگری .ببینیم خرد آقایان که همه کانال های ارتباطی داخلی ما حتی این روزنه کوچک خودمان را مسدود کرده اند تا کجا قد می دهد .
خبر تحت شکنجه بودن زندانیان سیاسی خصوصا همسرم هیچ دور از ذهن نیست من که خبر ندارم به وکیلش هم اجازه ملاقات نداده اند خوب چگونه تکذیب کنیم این امر محتمل را که ایشان می خواهند اعتراف های زورکی بگیرند و بدهند به خورد خلق الله . مصطفی که همیشه گفته به گفته هاو نوشته های من در زندان هرگز اعتماد نکنید چون این ها ابزار اعتراف گیری مدرن دارند و ما هم هرگز اگر با گوش خودمان هم بشنویم اعترافاتی که با گروه خونی ایشان و دیگر اصلاح طلبان هم خواهی ندارد، باور نمی کنیم و مردم هم باور نمی کنند . پس زور زیادی نزنند آقایان که این بازی ها مسخره و تکراری است و در باور بچه ها و صغار هم نمی گنجد چه رسد به امت و ملت بالغ ایران .
من گفته ام اگر یک مو از سر همسرجان کم شود رسوای خاص و عامشان می کنم رگ سیادتمان اگر گل کند جور دیگر می شود . البته فکر نمی کنم رهبری اجازه شکنجه زندانیان را بدهند آن هم سید مصطفایی که ایشان بیش از هر کس دیگر می دانند چقدر خیرخواه ایشان و اصل ولایت بوده و همه جا هم گفته است .
پیوند جاوید ازدواج ما با خطبه پیر و مرشدمان امام خمینی برقرار شد . امام فرمودند : باهم بسازید و ما نزدیک سی سال با همه ناملایمت زندگی ساختیم و با هم ماندیم و برای حفظ ارزش های انقلاب و آرمان های امام از زندگی عادی و لذت های مشروع گذشتیم این را همه می دانند . وقتی که برای عقدمان گرفته شد یکی با اقدام همسرجان توسط آقای خامنه ای بود که آن موقع امام جمعه بودند و مصطفی هم آنجا بود و ایشان به اسم کوچک صدایش می کردند. یکی هم به اقدام خانواده عروس توسط آقای محتشمی پور یادم نیست کدام را پذیرفتیم .آن چه مهم بود این پیوند ناگسستنی بود . حالا من یک سوال دارم : چرا انقلاب ها فرزندانشان را می خورند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
safieh
che roozi bood rooze monazere! cheghadr ma mahzoz shodim! yadesh bekheir ba Sahar bodim! be zoodi dobare montazerehsoon hastim!
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ق.ظ
ایران ایرانی
صاحبان دروغین انقلابها به زور می خواهند انقلابها را وادار به خوردن فرزندانش کنند ولی این خیال باطلی است برای اینکه این فرزندان قبل از هر چیز بنده پروردگارشان هستند وخدا بهترین یاور برای بنده هایش است
من این صبوری شمارا دوست دارم مامان عزیزم و درس می گیرم
تیر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۰ ب.ظ