سلام بر پیامبر مهر پیام آور عدالت و برابری

۶ اسفند ۱۳۸۷، توسط فخرالسادات محتشمی پور

امروز سه شنبه بیست و هشت صفر در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ انگار همه جا گرد غم پاشیده اند .

هیچ کس آن راز سر به مُهر را که نبی اکرم (ص) در گوش دردانه اش زهرای اطهر (س) در آن واپسین دم حیات زمزمه کرد و دختر را قرار و آرام بخشید، چیزی نشنید و بانوی یگانه عالم زین پس وارد فراز جدیدی از زندگی پرثمرش شد تا الگوی زنان، بلکه همه مسلمانان بماند تا همیشه .

سوگوار عزای بزرگی هستیم که عرشیان را نیز به ماتم کشاند و باز هم خواننده سطوری دیگر از تاریخ که عبرت است .


11 Responses to “سلام بر پیامبر مهر پیام آور عدالت و برابری”

Feed for this Entry Trackback Address
  1. 1

    جلال

    عرض تسلیت

  2. 2

    شهاب

    تسلیت

  3. 3

    ایران ایرانی

    سوگواریم در غم از دست دادن الگوی انسانیت و اخلاق

  4. 4

    نیما

    یکی دومطلب پیش نوشتین ” ابتکار” ازمخالفین بود ؟؟ معصومه خانم ازمخالفین چی بودند بیشترتوشیح میدین ؟ برای نسلی که به مشاهده وبعد تمسخر معجزه هزاره سوم نشسته اند !!!!!

  5. 5

    وبلاگ جامعه مدنی

    کرباسچی مدیون خاتمی است/ دربررسی دلایل رویگردانی غلامحسین کرباسچی از خاتمی سخنهای زیادی گفته شده اما تاالان ندیده ایم که این موضوع به طوردقیق موردموشکافئ قرار گرفته باشدوتنهاچیزی که دیده می شوددامن زدن به شایعات وبهانه درست کردن برای مخالفان اصلاحات است.اقای کرباسچی که معتقداست که خاتمی ازوی به طورتمام وکمال دفاع نکرد ویامثلا”درزندان به دیداروی نیامده، نشانه دیدگاه تنگ نظرانه نسبت به رییس جمهوراصلاحات است ،درحالی که خودجناب اقای کرباسچی که دردادگاه به اتهام فساد مالی وغارت بیت المال به چندسال زندان محکوم شدند می دانند که:

    اندک اعتبار موجود که برای ایشان مانده است به این خاطراست که مردم چون خاتمی رادوست میداشتند برخوردباکرباسچی را ازمنظرتضعیف خاتمی تصورمی کردند ووجوداقای خاتمی اتفاقا”در ان دوران حتی فقط به صرف بودنش ونه چیز دیگر باعث شدکه امروکرباسچی بااتکا به ان محبوبیت ناشی از مظلومیت خاتمی ،وانچه مردم برخوردبااطرافیان رابه غایت تضعیف شدن خاتمی می دانستند،امروز می توانددرصحنه سیاسی اصلاح طلبان ناز وکرشمه کند والااگرهمین محاکمه دردوران هاشمی می افتاد باتوجه به جومنفی علیه ایشان وشایعات و…قطع ویقین بدانید امروزهیچ نامی ازکرباسچی باقی نمانده بود که ازان طریق بخواهد رودروی خاتمی بایستدوحداکثر انچه از جناب کرباسچی می ماند تصویر کنونی ازشهرام جزایری عرب ویاامثال وذلک است.بنابراین اقای کرباسچی بایدامروز ممنون اقای خاتمی باشد وبداند اگر نوعی اهمیت امروز برای وجوددارد ازصدقه سررییس دولت اصلاحات است والا اقای خاتمی راچه به تخلفات شهرداری تهران واگردراینباره باید کسی موردسوال قرارمی گرفت واحیانا”ازوی دفاع میکرد کسی نبوده ونیست جز شخص جناب اقای هاشمی رفسنجانی. بنابرای همه این نازوکرشمه ودلخوری وقهر وغیض اقای کرباسچی به خاتمی ازاساس باطل وبی مبنا وغلط است وبهانه ای است برای تضعیف خاتمی توسط جریاناتی که خودرابه غلط افریننده دوم خردادمی دانستندوفکرمی کردنددردوران اصلاحات بهای لازم به انهاداده نشد.بنابراین امروز وتاهمیشه این کرباسچی است که باید ممنون ومدیون خاتمی باشد ونه برعکس.

  6. 6

    ایران ایرانی

    ده فرمان انتخابات دهم

    اول، به نظر من اعلام نامزدی کروبی، میرحسین موسوی نه تنها به زیان خاتمی نیست، بلکه تحمل گذشت زمان انتخابات تا ماه خرداد را آسان می کند. در صورت تنها ماندن خاتمی، قطعا میزان فشارها چنان زیاد خواهد شد که نه بعید است جسد خاتمی را کف خیابان ها پیدا کنیم و نه غریب است که از هیچ پرده دری علیه خاتمی خودداری کنند. بخصوص بیمارانی مانند فاطمه رجبی که شوهرشان دیر خانه می آید، یا رجانیوز که زودآمده اند و نمی خواهند بروند، یا حسین شریعتمداری که اووردوز شده است، هر کاری ممکن است بکنند. در صورتی که اگر کروبی و میرحسین و {حتی قالیباف} در میدان باشند، تمرکز آنها برای زدن خاتمی کمتر خواهد شد.

    اصلاح طلبان همدیگر را خراب نکنند
    دوم، زدن خاتمی اصلا پیش بینی ناممکنی نیست، ممکن است چنانکه شریعتمداری گفت او را بکشند، یا رد صلاحیت کنند، یا به استعفا وادار کنند. ممکن است خاتمی تحمل فشار را نیاورد یا در اثر خواهش خویشاوندانش مجبور به کناره گیری شود. در چنین حالتی دادن میدان بازی به انحصارطلبان ساده لوحی است. ” ما” باید در صورت نیامدن خاتمی به میرحسین، کروبی یا حتی قالیباف فکر کنم. معنای دیگر حرف من این است که تخریب حریف نباید به درون جبهه اصلاحات راه یابد. ما نباید به جای برخورد با احمدی نژاد با کروبی و میرحسین یا نوری یا قالیباف برخورد کنیم. هیچ بعید نیست که یکی از همین دوستان نامزد ما در مقابل احمدی نژاد باشد. به همین دلیل از هرگونه تنش زائی در رابطه میان دو نامزد اصلاح طلب باید اجتناب شود و از توهین به نامزدهای اصلاح طلب باید خودداری کنیم. تجربه تلخ باختن انتخابات قبلی در مورد هاشمی رفسنجانی را باید در نظر بگیریم، هواداران معین با هیستری ضدهاشمی به بازی آمدند و وقتی نیاز به حمایت از هاشمی بود، آنقدر فضا آلوده شده بود که نمی شد حرف ها را عوض کرد و انتخابات قبلی به همین دلیل از دست رفت.

    حداکثر،آری به خاتمی؛ حداقل، نه به احمدی نژاد
    سوم: نه در ایران و نه در جهان، همه خواسته ما در انتخابات برآورده نخواهد شد. طبیعی است ما باید یک حداقل و یک حداکثر در نظر بگیریم تا به سوی آن حداکثر حرکت کنیم و اگر به آن دست نیافتیم تا حداقل خواسته مان را تقلیل دهیم. از نظر من حداکثر خواسته ما، با توجه به امکانات موجود ” انتخاب خاتمی” است و حداقل خواسته ما ” انتخاب نشدن احمدی نژاد”. من حتی بیش از آنکه روی انتخاب خاتمی تاکید داشته باشم، روی انتخاب نشدن احمدی نژاد تاکید دارم. عبور از آن حداکثر به این حداقل طبیعی است که نباید به آسانی صورت بگیرد. ما با تمام تلاش سعی می کنیم کاری کنیم که خاتمی تا روز آخر نامزد ما باشد و برای دادن رای به او وارد حوزه رای گیری بشویم.

    از طرف دیگر باید جدا از کروبی، خاتمی، موسوی و {قالیباف} بخواهیم خودخواهی های شان را کنار بگذارند و بخصوص آقای خاتمی که همیشه ستادش به جای رفتار عاقلانه و سیاستمدارانه، با خودخواهی و خودمحوری دیگران را از خاتمی می راند. ما باید از این آقایان بخواهیم در طول دوره انتخابات، با همدیگر نزدیک شوند و دولت ائتلافی اصلاح طلبان را تشکیل دهند، وجود موسوی، قالیباف و کروبی کابینه خاتمی را زنده و قدرتمند می کند. البته متاسفانه برخی از دوستان با قضاوت غیر منطقی و غیر حرفه ای گاه اموری را ناممکن فرض می کنند، در حالی که این امور قبلا اتفاق افتاده است، مثلا چرا فرض ریاست جمهوری میرحسین موسوی و وزارت خارجه یا ارشاد خاتمی غیرممکن است؟ مگر بیست سال قبل همین رخ نداده بود؟ یا مثلا فرض ریاست جمهوری خاتمی و معاونت قالیباف چرا ناممکن است؟ مگر قبلا بهترین و درخشان ترین دوره فعالیت قالیباف در دوران خاتمی نبود؟ حتی بیش از این را می خواهم بگویم، چرا نمی شود قالیباف رئیس جمهور کشور باشد، و خاتمی وزیرخارجه و کروبی وزیر کشور و موسوی وزیر ارشاد؟ ما باید سعی کنیم اول بازی پیروزی خاتمی را پیش ببریم، اگر نتوانستیم، ائتلاف را توصیه کنیم، اگر خاتمی حذف شد، به کسی که رای بیشتری دارد رای بدهیم. یادمان باشد که کروبی می تواند آرای روستایی و شهرهای کوچک را از احمدی نژاد بگیرد و میرحسین موسوی می تواند آرای طبقه متوسط و نیروهای مذهبی و انقلابی را از احمدی نژاد بگیرد، این سه نامزد اصلاح طلب در یک دایره اجتماعی قرار ندارند و حوزه های اشتراک شان زیاد نیست، مهم این است که آنها رای احمدی نژاد را باید خرد کنند و از همه مهم تر، بردن بازی از حریف است.

    نه به احمدی نژاد، نه به حکومت است
    چهارم، مهم ترین کار ” ما” باید حذف احمدی نژاد باشد، دلایل فراوانی برای این کار داریم، نخست آنکه رهبران کشور مستقیما وارد عرصه مجادله شده اند و خود را خرج احمدی نژاد کرده اند. این برخلاف سنت ۹ بار انتخابات ریاست جمهوری که هرگز در هیچ کدام رهبران نظام از رئیس جمهور حمایت نکرده بودند، مستقیما و بارها از احمدی نژاد حمایت کردند. حتی سپاه و روحانیت هم مستقیما حمایت کردند. به همین دلیل برای هرنوع چالشگری با نظام باید کاری کنیم احمدی نژاد رای نیاورد، اگر انتخابات را تحریم کنیم، عملا رای خاتمی حذف شده و به نفع نظام عمل کرده ایم و اگر رای سفید هم بدهیم باز همان کرده ایم که رهبران نظام خواهد.

    دوم، اینکه مشکل ما در حال حاضر اصولگرایان نیستند، بلکه شخص احمدی نژاد است، اوست که سیاست های تنش زا را در پیش گرفته، اوست که تعیین کننده همه چیز در قوه مجریه است، اوست که در مورد تمام بودجه کشور اثرگذار است، اوست که قادر مطلق فرهنگ کنونی کشور است و اوست که برخلاف همه روسای جمهور و نخست وزیران پس از انقلاب، رئیس واقعی قوه مجریه است. احمدی نژاد موجود خطرناکی است. او و دوستانش قصد دارند که با پیوند زدن مدیریت، سیاست، تبلیغات و پول نفت، ایران را به سوی وضع ” توتالیتر” ببرند. آنها مانند کوبا و کشورهای کمونیستی قصد دارند کل پول را از کانال حزب عبور بدهند تا از طریق کنترل پول، به کنترل میلیونها مزد و حقوق بگیر دولت دست بزنند.

    اگر فرض کنیم که بین ۳ تا ۴ میلیون نفر مزد و حقوق بگیران دولت هستند، این به معنی آن است که ۱۲ تا ۱۶ میلیون نفر از ۳ تا ۴ میلیون خانوار متاثر از پول دولتی هستند. پروژه گروه آبادگران از ابتدا ایجاد تشکیلاتی شبه سوسیالیستی برای ایران بود. آنان می خواهند با از بین بردن سازمان برنامه و قواعد کنترل کننده بخش خصوصی، بودجه را از کانال سپاه و بسیج عبور دهند تا بخش خصوصی زیر مجموعه دولت قرار بگیرد و از این طریق ضریب امنیتی نظام بشدت بالا برود. در این حالت و در صورت تصلب چنین شرایطی ما به حکومتی شبیه کوبا، صدام حسین، بشار اسد، کیم جونگ ایل خواهیم رسید. یعنی حزب تعیین کننده اصلی اقتصاد می شود، و در ایران چون حزبی وجود ندارد و تنها تشکیلات منظم بسیج و سپاه است، بسیج و سپاه تعیین کننده اصلی می شوند.

    مسئله این است که دولت تلاش می کند یک گروه مافیایی بسته تحت الحمایه – نیمه دولتی وخصوصی شکل دهد که قادر به توزیع سیستماتیک پول و خرید رای است. در عین حال قرار است لابی خارجی هم داشته باشد، صادرات و واردات و …. هم در اختیار اینها قرار می گیرد که منابع مورد نیاز فراهم شود، باشگاههای ورزشی، رسانه های الکترونیک و مطبوعات برای انیها خریداری می شود و این یک ماشین خرید رای با پول نفت از طریق ارتش است.

    به همین دلیل است که دشمنی اصلی احمدی نژاد با سازمان برنامه و اقتصاددانان است و به همین دلیل است که در سه سال گذشته بودجه کشور مختصر شده و با مشورت سردار سابق محصولی بسته شده است. این راه را تنها کسی که می تواند برود، احمدی نژاد است و به همین دلیل است که او و دوستانش تا این حد بر ماندن او اصرار دارند و اتفاقا به همین دلیل است که احمدی نژاد باید برود، حتی اگر لاریجانی و توکلی و ولایتی بیایند. معنی حداقل و حداکثر ما چنین است. البته در یک جاست که دیگر انتخابی وجود ندارد، آنجا که رقیب احمدی نژاد نیز عضو مافیای سپاه باشد، در آن حالت تحریم کردن یک واکنش اخلاقی می تواند باشد. به نظر نمی رسد که چنین احتمالی وجود داشته باشد، اما برای آن هم باید فکری کرد.

    به ستاد خاتمی امید نداشته باشیم
    پنجم: سابقه پنج انتخابات گذشته به ما نشان می دهد که گروه اصلاح طلبان نه تنها توانایی جذب نیروهای ساکت و بی نظر را ندارند، بلکه از جذب نیروهای واقعا موجود خودشان هم عاجزند. آنها نه جنگ روانی بلدند و نه ستاد پاسخگویی به ابهامات دارند. نه سخنگوی خوش زبانی دارند، نه بلدند این همه هوادار جوان را فعال کنند، نه بلدند سفرهای استانی راه بیندازند، نه بلدند لابی های بین المللی بکنند، با وجود اینکه خاتمی به کسانی مثل اردوغان و کرزای و طالبانی نزدیک است، اما انگار هیچ کسی نیست به او بگوید که باید تکان بخورد. همه اینها به ما نشان می دهد که ما همانطور که اصلاح طلب غیرحکومتی هستیم، به همان شکل برای دفاع از کاندیدای مان و برای کنار زدن احمدی نژاد از صندلی قدرت، نیازمند یک جنبش اجتماعی هستیم.

    بی تردید اینترنت بزرگترین ستون فقرات این جنبش را تشکیل می دهد. ما باید فرض کنیم که رضا خاتمی و مشارکت و تبلیغاتچی های خاتمی مرده اند. یا حداقل از آنها بخواهیم اگر نمرده اند و از جناح گرگ ها نیستند، دست شان را تکان بدهند که ما مطمئن شویم. بپذیریم که ما را به خیر آنان امید نیست و اصلا به فکر شر و این چیزها هم نباشیم. آنها هم جز یک مشت شعر و ترانه جانگداز چیزی برای گفتن ندارند، ما احتیاج به تحلیل و پاسخ به سووالات و روشن کردن کارنامه احمدی نژاد و معرفی خاتمی داریم. برای این کار ما یک ستاد اینترنتی درست می کنیم و برای خودمان تبلیغ می کنیم، ما باید قدرت تولید کنیم.

    افکار عمومی را به قدرت تبدیل کنیم
    ششم: قصد ما، تولید قدرت است. طرف مقابل با قدرت سیاسی پول را در اختیار می گیرد و با پول کارمند استخدام می کند و با پول آدم به خیابان می کشاند تا نشان بدهد مردمی است. ما باید بر عکس رفتار کنیم، باید نیروی مردمی را جمع کنیم، آنها را به هم متصل کنیم و با مجموعه ای از واکنش های بیرونی نشان بدهیم که قدرت داریم. اینکه از قدرت مان برای انتخاب چه کسی استفاده می کنیم، به حداقل ها و حداکثر ها رجوع می کنیم. و اینکه مصادیق را چگونه پیدا کنیم، باید راهی برای انتخاب پیدا کنیم.

    مثلا اگر به این نتیجه رسیدیم که خاتمی رفته است، برای انتخاب یکی از سه نامزد اصلاح طلب می توانیم از یک نظرسنجی اینترنتی استفاده کنیم. ” ما” باید این قدرت را شکل بدهیم. قدرتی که همین امروز هم وجود دارد، قدرتی که افکار عمومی را می سازد، ما باید تکه های کوچک را به هم بچسبانیم، هزار قطعه کوچک داریم و صد و هشت روز وقت، باید بازی را تا آنجا که می توانیم ببریم. بازی ما البته که بازی مرگ و زندگی است، اما با یک شعور غنی تر باید بدانیم که اگر موفق شدیم با این تولید قدرت مثلا هفت میلیون رای تولید کنیم، این پیروزی بزرگی است، حتی اگر احمدی نژاد برنده جنگ انتخابات شود.

    اتاق فکر ملی برای تولید محتوا
    هفتم: استراتژی ما این است، ما از یک سو میلیون ها تولید کننده فکر داریم، تولید کننده اطلاعات، نوشته، پیام، شعر، مقاله تحلیلی، عکس، فایل صوتی، فایل تصویری و پیام های دیگر، ما نیاز داریم که این پیام ها در اینترنت موجود باشد و دسترسی به آنها ممکن شود. به همین دلیل علاوه بر تولید اطلاعات باید سعی کنیم چهار راههای خبری برای عرضه اطلاعات پیدا کنیم. سایت هایی مثل گویا، بالاترین، یوتیوب، یاری، امروز، زمانه، بی بی سی، فردا، فرارو، دوم دام، الفنون و خیلی سایت های دیگر می تواند به چهار راه تبدیل شوند یا عملا چهارراه هستند، برای ما مهم نیست که آنها می خواهند چهارراه باشند یا نه، مهم این است که ما به این دلیل از آنها استفاده می کنیم.

    مساله این است که به همدیگر وصل بشویم، هر چه به هم نزدیک تر بشویم شانس پیروزی بالاست. سیاست ما در اینجا تولید ملی محتوای تبلیغاتی است. طبیعتا چهار راهها باید تا می توانند تلاش کنند کیفیت محتوا را بالا ببرند، مثلا من در وب سایت خودم قطعا کوشش خواهم کرد که مطالب را ویرایش کنم. پس ما می توانیم تا حد زیادی محتوای تبلیغاتی تولید کنیم.

    به همدیگر وصل شویم
    هشتم: طبیعی است که اگر سیستم اینترنت مان سرو سامان داشت و یا به این صورت وحشیانه مورد حمله و فیلترینگ نبود، بخش وسیعی از بازی را جلو بودیم، اما فعلا چنین چیزی نیست. برای همین میان محتوای تولید شده توسط ” ما” و ” آخرین مصرف کننده” که اینترنت دارد فاصله ای به نام فیلتر قرار گرفته است. این فیلتر نمی گذارد که ما محتوای تبلیغاتی مان را به ” آخرین مصرف کننده” برسانیم. اما این به معنای تمام شدن کوشش ما نیست، ما باید یک جنبش ای میلی راه بیندازیم. می دانم که بچه های یکی از وب سایت ها ۹۰ هزار ای میل از مردم دریافت کرده اند، نمی دانم چقدر آن اغراق است، ولی هر چه باشد، حتی ده هزار ای میل هم ثروت بزرگی است، از طرفی رسانه هایی می شناسم که بین ۵ هزار تا ۲۵ هزار میلینگ لیست دارند.

    به نظرم باید از دو تا سه طریق ما به میلینگ لیست کامل برسیم. البته یکی از راههای آن عمل کردن از طریق قاعده هرمی است، هر کسی از یک جا ای میل بگیرد و برای صد نفر آن را بفرستد، اما این راه آسیب پذیر است و شامل و کامل نیست. به نظرم یکی دو فهرست ای میل شاید بهتر پاسخ بدهد. در هر حال کاری که باید بکنیم این است که بتوانیم تا آخر ماه فروردین مطالب تبلیغاتی مان را برای حداقل صد تا دویست هزار نفر بفرستیم. یعنی بتوانیم حتی در صورت فیلتر بودن هم محتوای تبلیغاتی را به دست ” آخرین مصرف کننده” برسانیم.

    حلقه آخر، کوچه ها را فتح کنیم
    نهم: حلقه آخر بازی ما، رساندن پیام ها به خانه مردم است. حلقه آخر در حقیقت این است که هر کدام از افراد را که می خواهند کاری بکنند، از یک ماه قبل از انتخابات یک لیست تهیه کنند، در آن لیست اسم بیست یا سی نفر را بنویسند و در روز رای گیری موظف باشند که از طریق تلفن، گیر دادن، بردن افراد سر صندوق و جلوگیری از سوء استفاده مسوولان رسمی صندوق از تغییر جهت آراء، رای ” ما” را به صندوق بریزند. مهم ترین کار ما در این پروژه طی فاصله آخرین کامپیوتر تا اولین صندوق است. این می تواند تعیین کننده باشد. در پانزده روز آخر انتخابات باید همه دوستان وقت بگذارند و در همه شهرها برای خاتمی یا هر نامزد دیگر ” ما” تبلیغ کنند. این مهم ترین و خروجی کار ماست.

    قدرت را در اختیار می گیریم
    دهم: این پروژه برای یک ستاد تبلیغاتی چیز عجیبی نیست، اما برای گروهی از مردم که پول دولت برای جلوگیری از انتخاب آنان مصرف می شود، چیز عجیبی است. شاید بتوانیم روز انتخابات ۲۵ میلیون رای را به حساب خاتمی بشماریم، شاید هم نتوانیم حتی ۵ میلیون رای جمع کنیم، در هر حال آن چیزی که اهمیت دارد، تولید قدرت به شیوه هوشمندانه و دموکراتیک است. اگر بتوانیم قدرت تولید کنیم، همیشه می توانیم در صحنه عمل سیاسی و کسب قدرت توسط ملت حضور پیدا کنیم. این مهم ترین مساله است.

    یکی از مهم ترین نکاتی که باید به آن توجه کنیم این است که ما حق داریم. ما داریم به نفع کشورمان عمل می کنیم، ما داریم به آینده فکر می کنیم، ما مسوولیت پذیریم، ما با تمام تلاش می خواهیم آزادی را به کشورمان برگردانیم، ما می خواهیم ایرانی باشیم، ما می خواهیم ایران بماند. اگر به این ها ایمان داریم، معنی ندارد که ساکت و ناظر و بی انگیزه و بی تحرک باشیم، باید هر روز ساعاتی را برای کار انتخابات بگذاریم و باید مواظب باشیم وقت ملت را تلف نکنیم. باید وقتی کسی نظری نادرست می دهد، با او حرف بزنیم، استدلال کنیم و اثبات کنیم که اشتباه می کند. وزارت اطلاعات در ابعاد وسیع از نقطه ضعف های آدمها استفاده می کند تا جریان تحریم و جریان تبلیغ علیه خاتمی را سازمان بدهد. اگر می بینید کسی ادعای بی طرفی می کند ولی دائما علیه خاتمی می نویسد از او سووال کنید که چرا بی طرف نیست، یا حداقل اعلام کند که بی طرف نیست و ستاد تبلیغات احمدی نژاد را فعال کرده است.

    ستاد تبلیغات ” ما”ن را تشکیل می دهیم
    این نوشته را به دقت بخوانید و اشکالات آن را برایم بنویسید. من از سه روز دیگر سعی می کنم ارسال ای میلی مطالب را برای خوانندگان آغاز کنم. به ای میل شما احتیاج دارم، اگر ای میل گروهی دارید، با اجازه از دوستان تان ای میل جمعیت دوستان تان را برایم بفرستید، اگر ای میل خودتان را می توانید برایم بفرستید این کار را بکنید، اگر ممکن است دوم دام را در وبلاگ یا سایت تان لینک بدهید، اگر دوست داریم مطالبی که برایتان می فرستم برای گروه دوستان بفرستید این کار را بکنید. اگر فکر می کنید می توانید کاری جدی در تولید محتوا، ساختن لیست ای میل، ویرایش، ارسال ای میل، کار با فوتوشاپ یا هر کار دیگری که بلدید بکنید با من تماس بگیرید. ضمنا سعی کنید همه جا باشید، در فیس بوک، در یاهو، در وب سایت ها و وبلاگ های ایرانی و تا می توانید فعال باشید.
    ebrahim.nabavi@gmail.com

  7. 7

    زیتون

    سلام برتمام سیدهاوسیده های دموکراسی خمینی خواه
    بی خیال مابقی چیزها

  8. 8

    Hassan

    عرض تسلیت

  9. 9

    رامین ناصح

    خانم محتشمی پور گرامی؛ سلام.
    قبلا از طریق همین وبلاگ یادداشتهایی برای شما گذاشتم.
    احتمالا بنده را بخاطر می آورید. جنبش همبستگی با هادی قابل و….
    دفتر کانون آینده نگری ما به تهران منتقل شده و یکی از برنامه هایش بزرگداشت روز جهانی زن در روز جمعه هفته جاری است.
    احتمالا آقای سعید نورمحمدی بمنظور دعوت به سخنرانی در این جلسه با شما صحبت کرده اند.
    اکنون آدرس وبلاگمان را برایتان گذاشتم تا بیشتر با دیدگاهها و فضای این موسسه آشنا شوید. طی یکی دو روز آینده خدمتتان تماس میگیرم که جهت دعوت رسمی خدمت برسم.
    شادکام و سرفراز باشید.%

  10. 10

    الی

    یاد و نامشان گرامی باد

  11. 11

    ایران ایرانی

    خیلی خوشحالم
    سلام
    بهتون تبریک میگم

پاسخ دهید

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>