طریق روندگان حقیقت پر رهرو
۵ آبان ۱۳۸۷، توسط مدیر
سعدایی مرد مهربانی و عاطفه و صبوری درگذشت .
سعدایی مرد رنج های دوران، مرد بی شکوه بی شکایت، مرد چاره ساز مشکل ها،
مرد غصه های بزرگ در سینه و قصه های تلخ در دل و بغض های سخت در گلو
مرد مقاومت، مرد مهربان خانواده ،
مرد مردستان
خبر درگذشتش را درست دقائقی پیش از آغاز برنامه تجلیل از خاتمی در یزد، درحالی که داشتیم وارد سالن برق منطقه ای می شدیم از طریق پیامکی که دوست همرزمش در مجلس ششم نعیمی پور، مرد خستگی ناپذیر مشارکت برایم فرستاد، دریافت کردم و ناگهان بغضم ترکید و اشک ها سوزان سوزان جاری شد برگونه هایم.
در جریان بیماریش بودیم و در جریان نگرانی های همسرش بابت خستگی های زود به زودش و استراحتی که نمی کرد و ملاحظاتی که از آن خسته و فراری بود . همسرش پزشک بود و می دانست مرد زندگیش چگونه دارد با مرگ مباره می کند .چون پروانه به دورش می گردید و ملتمسانه اورا در حصاری از محبت می پیچید تا شاید آب حیات جرعه ای بیشتر وجود تشنه اش را سیراب سازد . اما او مرد نشستن نبود و نمی توانست سرنوشتی را که در انتظارش بود بپذیرد و خود به استقبال مرگ برود . سعدایی تا روز آخر به خدمتش به خلق ادامه داد . همه جلسات مشارکت را شرکت می کرد و نمی گذاشت کسی غیبتش را موجه کند . او خود توجیه گر همه غیبت ها و کاستی ها بود.
سعدایی فهیم بود . متین بود و برای رساندنش به درک مشترک از یک مسئله لازم نبود انرژی زیلادی صرف شود . من او را با مشارکت شناختم و آخرین دیدارمان هم دوروز قبل از وداعش با دنیای دون و زبون، در مشارکت بود . مثل همیشه آرام و خندان، این تصویری است که از او برای همیشه در ذهن من و دیگر دوستان نقش بسته است .
فردا به مناسبت عروج روح بزرگش جبهه مشارکت برنامه ای را در مسجد نور تدارک دیده است . حضور یاران همراهش و یاوران اصلاحات و قدرشناسان انسانیت و رادمنشی در این مراسم که ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ برگزار می شود شاید ذره ای از آلام بازماندگانش را تسکین باشد و نشانه ای از قدرشناسی از همه بزرگواری هایش و خدماتش به مردم و به ایران عزیز .
عزیز دیگری هم دیار فانی را بدرود گفت که خبر درگذشتش شوک آور بود . استاد طاهره صفارزاده که آنچه از او به خاطر داریم همه نشانگر بزرگی روح و عدم تعلقش به دنیا و مافیهاست . خدایش بیامرزاد و روحش شاد گرداند .
طریق روندگان حقیقت پر رهرو

ارمان
با سلام خدمت خانم محتشمی
بازگشت همه به سوی اوست
خدا این دو عزیز را قرین رحمت نماید
آبان ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۰ ب.ظ
ایران ایرانی
سلام
خداوند رحمت کند هر دو عزیز را
آبان ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۹ ق.ظ
سحر
آبان ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۶ ق.ظ
Hamid
هیچکدومشون رو نمیشناسم.
ولی شاد باشند توی اون دنیا.
چه خبر ؟
خوبید؟خوشید؟سلامتید؟
آبان ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۴ ب.ظ
شهاب
سعدایی رفت.خدایش بیامرزاد
آبان ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۲ ب.ظ
آریا
روانش شاد
آبان ۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۳ ب.ظ
hasti
salam
ba arze khaste nabashid mikhastam bedonam khanom doctor HAERI doctoraye faranse daran
آبان ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۴ ب.ظ
سید علی تراب
سلام خوبین استاد عزیز مهندس سعدایی معلمی بزرگ برایم بود.
صادقانه زیست و صادقانه رفت.
روح خندانش شاد این رادمرد صبور خیلی سختی کشید
آبان ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۱ ق.ظ
محمودرضا کیانی
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم
روحشان شاد
آبان ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
طاهر
سلام خداوند هردورا قرین رحمت بی انتهایش نماید که هرچند بعضی ها مدام درگوش مان زمزمه میکنند که خداوند دنبال بهانه است از بنده اش انتقام گناهانش ونافرمانیش را بگیردولی نیک میدانم که چنین نیست که خود فرمود به نام رحمانیت ورحیم بودنش شروع کنیم.شما فکر میکند باشرایط موجود امکان اصلاح امور وجود دارد فرصت سوزی عده ای در ۸سالی که در قدرت بودند مارا به چنین شرایطی سوق داد که در هرمبارزه ای بهترین دفاع حمله است مگر نه اینکه مبارزه سیاسی خود نوعی مسابقه است از خاتمی بخواهید اگر همان مرد ۸سال قبل با قلب رئوفش میباشد بهتر است نیاید که میدان سیاست همیشه تابع اخلاق نیست نجابت جائی کاربرد دارد که حریف نیز به این بازی رضایت دهد وقتی یک سو تشنه قدرت بهر بهائی است مدارا دیگر چه صیغه ای است ودر اخر خاتمی صاحتا تکلیفش رابا اقوام ابرانی مشخص کند
آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۲ ق.ظ