تجلیل از خاتمی یا ایده گفتگوی تمدن ها
۲۶ مهر ۱۳۸۷، توسط فخرالسادات محتشمی پور
این سفر با تمام سفرهایی که تا حالا رفته بودیم فرق داشت . اینو فقط من نمی گم همه خانم هایی که همراه شدند، همین نظر رو داشتن. خاتمی با همه مهمونای داخلی و خارجیش در یک چارتر از شرکت هواپیمایی ماهان . من همه ش دلهره داشتم که نکنه خانم ها دیر برسن و بلیطاشون بشه سهم آقایون بی بلیطی که زودتر رسیدن . سروقت رسوندم خودمو و جز خانوم کدیور همه رسیدن و کارت پرواز گرفتن و سوار شدن به کسی که مسئول توزیع بلیطا بود گفتم: هرچند تعداد مهمونای زن خیلی کمه ولی این ها تا حدودی می تونن نمایندگی کنن همه هواداران خاتمی رو در جامعه نسوان. وقتی خوشامدگویی سرمهماندار بدون نام خاتمی انجام شد همه از هم می پرسیدن یعنی ندیدنش اینا؟؟؟؟؟؟اما به زودی خلبان جبران کرد و به او به طور ویژه خوش آمد گفت . وسطای پرواز آقای خاتمی آمد برای خوشامدگویی به مهموناش آرام و با طمأنینه داشت جلو میومد که گفتن هواپیما داره سرعت کم می کنه و مرد قانونمدار برای بقیه مسافرا تا آن صندلی انتهایی دست تکان داد و به جای خودش برگشت . میزبان، کانون همبستگی و اطلاع رسانی یزدی تباران بود و خوب استقبال کردند در فرودگاه و در هتل صفائیه محل اقامت میهمانان . بیلبوردهایی که در سطح شهر زده بودن تصویر زیبایی از خاتمی رو در بر داشت قرار بود از ایده گفتگوی تمدن ها در شهریزد با سابقه فرهنگ و تمدن دیرین تقدیر بشه . وقتی هرکس کلید اتاقش رو گرفت و شامش رو خورد با دوستان قرار گذاشتیم بریم پیاده روی زیر آسمان پرستاره و زیبای کویر . ناخودآگاه خانم ها در کنار هم قرار گرفته بودند . آقای خانیکی هم داشت می رفت اتاقش که دعوتش کردیم برای همراهی . به شوخی گفتم آقا خوبیت نداره این جماعت این موقع شب بدون مرد، یزدگردی کنن بیاین برادری کنین و با ما همراه شین و او که سابقه عضویت در کمیسیون زنان مشارکت رو برای خودش افتخار می دونه از این فرصت هم برای افزودن به دانسته هاش در حوزه تخصصی جامعه شناسی و علوم ارتباطات استفاده کرد . صبح فردا قرار بازدید از آثار تاریخی و باستانی رو داشتیم . مجموعه ای که برای اولین بار در کنار هم قرار گرفته بودند، آنقدر برای هم جذابیت داشتن که گاهی بحث ها و گفتگوهاشون مانع از استفاده از بازدید میشد و من ذوق زده از این سحنانتخاب هرلحظه می رفتم سراغ یکی تا از فرصت ها نهایت بهره رو ببرم . بهاره رهنما یک ترجیع بند تکراری برای من داشت : خیلی لطف کردی منو آوردی .باور نمی کردم بتونم بیام . فرداشم زنگ زد و تشکر کردو گفت به پیمان گفتم این همه سفر داخلی و خارجی منو بردی هیچ کدوم مثل این سفر نبود . یه چیز دیگه م گفت در مورد زنان سینماگر از نسل های مختلف که خیلی تأمل برانگیز بود و ذهن منو حسابی مشغول کرده . بهتره اینجا نیارمش! روز قبل از حرکت منیژه حکمت گفته بود شهلا حائری و بهاره رهنمارو یه کاری کن بتونن بیان با ما و من بلافاصله جایگزین کسانی کرده بودمشون که هرکدوم به دلیلی از اومدن انصراف داده بودن . همراهی بهاره باعث شده بود تقریبا مهمونای دیگه تحت الشعاع قرار بگیرن از بس عکس گرفتن ازش و امضاء و نذاشتن راحت باشه طفلکی . اینم از معجزات رسانه ملی که در نبودش بهترین و والاترین شخصیت های علمی و فرهنگی می رن به محاق . بهاره رو تقریبا کشفش کردم تو این سفر و بهش گفتم وای به حالت اگه دیگه بدون مشورت با ما نقشی رو قبول کنی خصوصا در تلویزیون. مریم معترف هم با همون وقار همیشگی همراهمون بود وقتی از خاطراتش در نوفل لوشاتو برام گفت، تازه فهمیدم که اون زمان در پاریس دانشجو بوده . خانم شجاعی، صدراعظم نوری،دکتر حائری، صدر عاملی، ناظرزاده، راکعی، طباطبایی عروس امام، ناهید توسلی،زهرا اشراقی نوه امام، ولی مراد، مفیدی، نرگس محمدی وچند نفر دیگه با ما بودن و رخشان بنی اعتماد و معتمد آریا هم همراه تعداد دیگری از اهالی سینما صبح رسیده بودن . بعد از نهار از یک فرصت کوچولو استفاده کردیم برای ارتباط با مری رابینسون و یکی دوتا دیگه از مهمونای زن که علاوه بر فعالیت های عمومیشون در حوزه فرهنگ و بویژه ترویج فرهنگ گفتگو و صلح، به طور خاص در حوزه زنان فعال بودن و نسبت به برنامه توانمندسازی زنان توجه نشون می دادن . من باید یکی دوتا از دوستان یزدی عضو تجارب زنانه رو می دیدم بنابرین از بقیه جدا شدم و بالاخره ساعت سه و نیم در سالن برق منطقه ای برنامه اصلی شروع شد همراه با شور زایدالوصفی که حاضرین داشتن . برنامه سنگینی بود با خیرمقدم دکتر عارف شروع شدو با سخنرانی رومانو پرودی نخست وزیر پیشین ایتالیا ادامه یافت و بالاخره با سخرانی سید محمد خاتمی و اهدای لوح به ایشان پایان یافت .

سالن خیلی بزرگ نبود و تعداد مهمان ها خیلی بیشتر از میزبانان یزدی و یزدی تبار بود .خانواده آقای خاتمی هم حضور داشتند . مادر بزرگوارشون که علیرغم بیماری و رنجوری، با گامهایی استوارآ مده بود تا هم شهری هارو در این افتخار همراهی کنه و فاطمه خانم خواهر بزرگ خاتمی که از مدافعان سرسخت حقوق زنان بوده و هست و دیگرخواهران و برادرانش . باید می رفتیم فرودگاه . خیلی سریع خداحافظی کردیم و حرکت کردیم به سمت اتوبوس ها . یک میز در پایین پله ها گذاشته بودن برای فروش تألیفات خاتمی و ویژه نامه ها هم روی زمین روی میز. این تیتر توجهمو جلب کرد : بهار ناتمام فعالیت های زنان
Kouhyar
وقتی برای همه خزونه
نمیشه برای زنانش بهار باشه
اونم تمام
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۳ ب.ظ
آریا
سلام خانم بزرگوار و خستگی ناپذیر
خسته نباشید
ممنون که ما را در جریان سفرتان قرار دادید. برای من باعث افتخار بود که با شما آشنا شدم و امیدوارم ادامه دار باشد
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۰ ب.ظ
ایران ایرانی
سلام
خدا قوت بازم خسته نباشید همش تو راهید.خیلی خوبه.
گزارش خیلی عالی بود برای آنهایی که دوست داشتن آنجا می بودن ولی به هر علتی نتونستن ممنون از توجهتون به مخاطبان وبلاگ خودتان بابت آدرس هم من از روی کنجکاوی میخواستم بدونم قرار گروه کجاست .البته شایدم یه کم فضولی .ولی همش بیادتون بودم .با آرزوی موفقیت برای همه زنان ایرانی
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۰ ب.ظ
جوادین
عکسهای مادرایشون وبقیه راهم ضمیمه میکردید !ضمنا عکس که میزنید این کلبه از مرده ای وخشک بودن بیرون میاد!
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۴ ب.ظ
جوادین
خب عکس مادرشون / فاطمه خانم و اینهاروهم اضافه میکردید ! نمیشه قالب وب تون روعوض کنید ؟ یه جورایی مرده وبی روحه ! هرچند عکس که می آرید ازمردگی تقریبا میادبیرون !
مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۸ ب.ظ
webmaster
دوستان مهربان سلام و سپاس از حضورتون و از این که روزنه رو با همه کاستی هاش تحمل می کنین
شادباشید
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۹ ق.ظ
شهاب
این ها نشان دهنده این هست که نه تنها اعتبار خاتمی کم نشده بلکه زیادتر هم شده
باز هم منتظریم تا بیاید
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۵ ق.ظ
احیائی
امروز صبح در جائی چشمم افتاد به سفر نامه ناصر خسرو و بعد از ظهر به سفر نامه شما.یک گزارش سفربرای جراید بنویسید که به یادگار در تاریخ بماند.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۲ ب.ظ
webmaster
سرکار خانم شما همیشه با حسن ظنتون و پیشنهادات ارجمندتون مارو شرمسار می فرمایین
ولی کاش درمورد وقتشم اندکی راهنمایی می نمودید که بشود نور علی نور
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۹ ب.ظ
nega
سلام عزیز
اگر گذشته بود کلی برات مینوشتم اونم با دلیل ولی الان دیگه سیاست رو گذاشتم کنار
ارزوی موفقیت براتون دارم
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۷ ب.ظ
سید علی
سلام خوبین خانم محتشمی پور این روزها معلمی عزیز که صادقانه حرف می زد و صادقانه می زیست و صادقانه رفت از دست دادم من هم مثل شما عزادارم و در فراق مهندس سعدایی شریکم. روحش شاد
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۲ ق.ظ
شاهین
سلام
برای من استشمام عطر خاتمی و دیدار دوستان مرا سرمست غرور کرد هر چند نتونستیم وارد سالن بشیم ولی از طرق صفحه نمایش مدار بسته زیارت کردیم و بخود برای داشتن اینچنین همشهری گرانقدر و دکتر عارف استاد عزیزم در دانشگاه احساس مباهات کردم و افتخار دیگر دیدن دوست بسیار عزیز و محترم دیگری بود که براش آرزوی سلامتی میکنم
برای شما هم آرزوی توفیق دارم
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۳ ق.ظ
ایران ایرانی
سلام
درباره تاسیس شبکه تلویزیونی توسط آقای خاتمی می شود تحقیق کنید و یک مطلب بنویسید و همینطور ببینید می شود مردم هم که دوست دارند کمک مالی کنند .باتشکر البته می دونم سرتان شلوغ است هر وقت که وقت شد لطفا
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۸ ب.ظ
جوادین
سیده ! از بابات نوشتم بیا !
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۵ ب.ظ
مهدی بوترابی
خاتمی حق مسلم ماست و خداحافظی با آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش مهمترین اولویت
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۸ ب.ظ
سحر
وای وای وای که دلم پرکشید اونجا و خودم رو تو لحظه لحظه ش حس کردم… می دونم هر چیزی سعادتی می خواد
یعنی می شه اون روزهای شکلاتی برگرده!؟
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۰ ب.ظ
Hamid
و وبلاگ من زایش یافت
چطوری خانم فخری خانم؟
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۴ ب.ظ
محمودرضا کیانی
داشتیم؟؟؟
مسافرت بدون ما؟
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۰ ق.ظ
امید عرب
با هیچکدوم موافق نیستم
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۶ ق.ظ
حاج عادل
سلام … ایکاش ما هم یزدی تبار بودیم … من یزدی تبار نیستم ولی یزدی تباریون رو دوست دارم …اعتیاد به سیاست هم مثل بقیه اعتیاد هاست … مثل همون چیز … امید و آرزو و دعا می کنم که آفتاب دیارتون تو خرداد ماه ۸۸ پر نور تر از همیشه طلوع زیبایی داشته باشه …
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۲ ب.ظ
حلیه
همیشه به سفرای خوب خوب
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۲ ب.ظ
Hassan
سلام.زنده باد بلندآوازه سازان نام ایران
آبان ۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۳ ب.ظ
مهدی
سلام
مردم باید بدانند و بخواهند
این عنوان مطلبی که در ابتدای سال جاری و به نقل از اقای خاتمی در سایت بنیاد باران آمده بود .
خوشحال می شوم که از وبلاگ یک روزنامه نگار اردبیلی هم دیدن و او را راهنمایی کنید .
آبان ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۶ ب.ظ
ایران ایرانی
با سلام
درگذشت خانم طاهره صفارزاده را به شما وخانواده محترم ایشان تسلیت می گویم.فکر میکنم ایشان از دوستانخوب شما بودند
آبان ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۲ ب.ظ
sina zaman
همیشه یه چیزی هست که آدم بتونه بهانه بیاره
یه دوست بهترین بهانه رو به دست آدم یمده که آدم بتونه عرض ادب کنه
با تقدیم هرچه که دوست خواهد
آبان ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۹ ب.ظ
نا مشخص
دنیا خاتمی
آذر ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۶ ب.ظ