تبریک به خودمان

۲۵ خرداد ۱۳۸۷، توسط مدیر

مجمع عمومی انجمن تاریخ : نهمین مجمع با سلام وصلوات به نصاب رسید و چه کارنامه درخشانی خداوکیلی . حالا که دیگه رسم نیست که تشویقمون کنن و احسنت وباریکلا بگن بد نیست خودمون به خودمون تبریک بگیم بابت همه پایداری ها و تلاش های نفس گیری که گاه ارگان های دولتی با همه بودجه و امکاناتشون از عهده ش برنمیان . برگزاری یک سمینار بین المللی و دو پیش سمینار در تهران و یزد و یادمان دکتر شهیدی، تنها بخشی از فعالیت های یک ساله انجمن بود. صرف نهار در یک سفره خانه سنتی همون نزدیکیای دفترمون و چقدر لازم داشتیم با هم بودن در یک محیط غیررسمی رو. نوید سفر به زابل و بازدید از سایت باستان شناسی شهر سوخته در پاییزهم کلی انرژی بخش بود.

انتظار برای دریافت پوسترها و دعوت نامه های سمینار زن و نواندیشی دینی که دوم تیر ساعت چهار تاهشت بعدازظهر در حسینیه ارشاد برگزار می شه در آخرین دقایق توسط فرشته حقی یار مهربان و همراهمون در مشارکت به پایان رسید.

بدو بدو خودمون رو رسوندیم به سالن الغدیر دانشکده مدیریت برای جشن تولد پرشین بلاگ

برنامه خوبی بود البته مثل هر برنامه دیگری ایراداتی هم داشت و ازجمله ایراداتش خوب معرفی نکردن وبلاگ های محبوب و نویسندگان آنها و غلبه حواشی بر متن . ولی جذابیت بخش های مختلف برنامه به حدی بود که بتونه شرکت کنندگان رو بیش از سه ساعت تو سالن نگه داره .

من که معمولا از حواشی برنامه بیشتر استفاده می کنم، این بار فقط تونستم با پوپک صابری و خانم ابتکارودوست عزیزم ابتهاج و یکی دوتا دیگه از دوستان قدیمی که توفیق دیدارشون نصیبم شد، چاق سلامتی کنم و البته برای سمینار هم دعوتشون کنم. محمدی مجری نازنین و متفاوت رسانه ملی خیلی ابراز لطف کرد به روزنه  و گفتارهای بدون آمادگی من به درخواست او هرچند تذکاری بود بر اهمیت حضور مجازی زنان، ولی مطمئنا حق مطلب رو ادا نکرد . دلم می خواست وقت داشتم تا با تک تک وبلاگ نویسان حاضر در اون جلسه صحبت کنم ولی دردانه همراهم بود و بایدهمراهیش می کردم .فقط پیام رخشان بنی اعتماد رو به نویسنده یادداشت های یک دختر ترشیده رسوندم و گفتم که برای تحقیقی که بر وضعیت زنان ایران داره می خواد باهاش حرف بزنه (به پیشنهاد خودم البته)نمی دونم چرا وبلاگ آنی دالتون رو باعنوانش معرفی نکردن در حالی که خودش به طور هدفمندی برای اصلاح نگرش ها، عمد داره در استفاده از این واژه.

 پی نوشت : جلال می گه : خانم اینقدر از خستگی دم نزنید باعث خوشحالی عده ای می شه

من می گم : حالا ما دم بزنیم کی باور می کنه :D

شهامت این پسرعموجان هم در افشاگری های اخیر داستانی شده

هرچند اگر مسابقه بذارن با همسرجان ممکنه دومی برنده شه :D


11 Responses to “تبریک به خودمان”

Feed for this Entry Trackback Address
  1. 1

    داستانک

    جدا شما هم اونجا بودین
    ااا ندیدمتون :دی

  2. 2

    تبسم

    سلام بانو

    نه خسته!!!

    دوش با من گفت پنهان کار دانی تیز هوش

    کز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

    گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

    سخت می گردد جهان برمردمان سخت کوش

    با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

    نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

    جایی هم برای زندگی ,برای طراوت نگاه دردانه ها, برای خودت, برای ان من دیگرت,برای آنکه از دست نرود حتی لحظه ای بگذار بانوی خستگی ناپذیر…

    از لطف همواره تان به من و دست نوشته ها سپاس گزارم

  3. 3

    رهاتر از پرنده _ شایا تجلی

    همیشه سلام..
    امیدوارم همواره خوب و تندرست باشید
    از دیدار و اشنایی با شما بسیار خوشحال شدم

  4. 4

    ثمین

    سلام. مرسی انرژی! :دی و البته ماشالله. در سمینار زن و نواندیشی دینی ورود برای عموم آزاد است آیا؟ :) دیگه اینکه لینک انجمن تاریخ اشکال داره گویا و همین ها فعلا.
    پرانرژی تر از همیشه باشید

  5. 5

    هدایت

    سلام . یاغیش

  6. 6

    هدایت

  7. 7

    رعنا

    دنیای مجازی هم بین تهران و بقیه دوری می اندازد!!
    کاش من هم اونجا بودم
    یکی اختتامیه جشنواره که به دلم موند
    یکی هم این آشنایی ها و دوستی ها که …

  8. 8

    علی..........

    ……خسته نباشید …

  9. 9

    علی..........

    بنده هم تبریک میگم سرکار خانوم محتشمی….موفق باشین

  10. 10

    زیتون

    تقدیم به انجمن علمی تاریخ وانجمن زنان پژوهشگرتاریخ اینهم یه کادو
    زنان چندبعدی میزایند ! درپی زایش طنزخلع لباس زنان روزنه ، درزیتون ورمی دومی بعدازاولی که انگشتربرای سلامتی شاه فرستاده بود سعیده جان جان جان …زائیدکه:
    سعیده ۸:٠۳ ‎ب.ظ – جمعه، ٢۴ خرداد ۱۳۸٧
    همه ی اینا رو گفتی ولی من آقای مصباح رو قبول دارم. شخصا می شناسمش و حاضرم روی اسمش قسم بخورم…و
    پاسخ :خب سعیده جان،بگوببینم توکه گیوه چی(مصباح یزدی)رامی شناسی چرادرسال ۵۶و۷هیچ حمایتی ازانقلاب اسلامی نکرده واین اطلاعیه هاراکه درپست قبل علماءمیدادند امضانکرده است (منبع اصلی کتاب چندصدائی درجامعه روحانیت است)؟امام خمینی دریکی ازسخنرانی هایش درپاسخ مصباح که به احادیث متشبث شده، می فرماید «اگر۲۰۰تاازاین احادیث آمده باشد چون مخالف قرآن است ماآن احادیث رابه دیوارمی کوبیم»یعنی جعلی هستند. ودرنامه سوم اسفند۶۷خود به مراجع وحوزه ها پس ازسفارش به مراقبت ازوسوسه های این مارهای خوش خط وخال وخون دلی که ازمقدس نماها وحجتیه ای هاخورده است می فرمایند «شکننده ترازآن [همه خون دل خوردن ها] اینکه میگفتند تشکیل حکومت درعصرغیبت باطل است» چه کسی جزمصباح یزدی ازعلمای مشهوراین حرف رازده است؟ پس خطاب امام خمینی به مصباح یزدی بوده است.و
    سعیده ۱٢:۴٠ ‎ق.ظ – یکشنبه، ٢۶ خرداد ۱۳۸٧
    ۱٫ مدارکی که زیادی مستنده، همیشه دهان کوبند اما شاید کمترازیک درصد افرادآنها رابااصل منبع چک کنند
    ۲٫ عمیقا تکرار می کنم به اعتمادملی، اعتماد نکن
    ۳٫ ازتوی نخ دختر ها و زن ها بیا بیرون. ما زن ها وکیل و وصی نمی خواهیم آن هم با چنین دفاعیات مشمئز کننده ای
    پاسخ:اولا، سندی که درکامنت به آن استنادکردم کتاب چندصدائی درجامعه روحانیت بود البته میدانم طرفداران آقای مصباح آنقدرخشک هستند که به تعبیرحجة الاسلام مجیدانصاری( برادرحمیدانصاری قائم مقام موسسه نشرآثارامام خمینی) ، طرفداران مصباح میگویند امام زمان (عج)هم باید پشت سرما حرکت کند!چه رسد که بخواهند استدلال بپذیرند
    ثانیا، منظورت اگرپست مقام زن بالاترازمرداست اون طنزاست .یکی ازدلایل خشکه مقدس بودن افراد فرقه مصباحیه، همین است که کاریکاتور رابهانه میکنند ودرمسجداعظم قم تحصن میکنند یعنی دچاراختلال روانی توهم هستند. توهم یعنی چیزی که نیست ما آن را هست فرض میکنیم وقشقره به پا کنیم آنها نه ازکاریکاتورسردرمی آورند نه ازطنزونه ازصنعت ایهام.یکی ازاشکالاتی که نخستین خوارج برامام معصوم اول میگرفتند شوخ طبعی اوبودکه امروزه روان شناسان برجسته دنیا شوخ طبعی رایکی ازچهارصفت برجسته مدیران بعدازهوش وابتکارواجتماعی بودن میدانندکه به گفته خاتمی «اجتماعی بودن پادزهرفساداست».ودلیل غالب قتلهای خانوادگی غیراجتماعی بودن قاتلین ومقتولین است.
    اینها مدام لبخندهای افراد راباسوء ظن “ان بعض الظن اثم/قرآن” منفی تعبیرمیکنند.
    اگریک دخترخانم براثرافت فشاروقند خون دچاراسترس مزمن شده باشد و (کمااینکه یک دخترسال گذشته درتهران همینطورشد وافتاد که توسط مردم به بیمارستان رسید وحتی یک پسردانشجووسط کلاس درتهران افتاد وفوت کرد) درحالت غش قرارگیرد وروسری اش کج شود فریاد وااسلاما سرمیدهند اما اگرشیخ محمدیزدی ازطرفداران مصباح تجهیزات بیمارستان شهیدبهشتی قم وابسته به مدرسه عالی قضائی را فروخته باشد وبیمارستانی که درخاورمیانه نمونه بوده توسط دست اندرکاران مدرسه مذکوربه مخروبه تبدیل شده باشد بطوریکه حتی مجلس پس ازبرگرداندن به دولت نتواند آن را راه اندازی کندهیچ اشکالی نمی بینند.
    یکی ازافکارنورانی امام خمینی این است که طوری کارکنید که اگرلازم شد چنددقیقه دیگربه مردم گزارش دهید بتوانید
    آیا شیخ محمدیزدی وشیخ محمدتقی گیوه چی میتوانندچنین کنندبسم الله.
    قطعا آنها نمیتوانند وبه خذعبلات متشبث میشوند کمااینکه طلبه ای به نام مجتبی ذوالنورکه نظامی میباشد وجانشین ستاد نمایندگی ولی فقیه درسپاه قیدشده درجمع طلاب تندخوان مدرسه معصومیه مصباح گفته:مصباح زمان انقلاب نامه رمزی ناخوانا که با موادخوانا میکنند مینوشته تا ساواک متوجه نشود مردم بخوانند(کارگزاران۲۶/۳/۸۷) آیا این خنده دارنیست این همه عالم حوزه مشترک باهم اطلاعیه میداده اند فقط مصباح رمزی برای خاله اش یابه تعبیرحسن رحیم پورازغدی “سخنران تلوزیون” که گفته بود «اصول گراها بچه عمه هاشون رادردایره اصولگرائی میدانند» برای عمه اش مینوشته والامردم که ندیده اند یاعلی شیرازی نویسنده کتابهای سیاسی علیه اسلام امام خمینی وسردمدار۲۵۰نفرازاشخاص که این هفته مقابل دفترجامعه مدرسین به سخنان محتشمی پوراعتراض وازمصباح حمایت داشته اند بدون هیچ سندومدرکی ونشانه ای گفته:«مصباح درکنارامام بود»(پیام قم ۲۴/۳/۸۷) اینگونه شیوخ عمداازنامه سوم اسفندامام عبورمیکنند وتصورمیکنندسرشان رامانندکبک زیربرف کنندکفایت میکند غافل که بسیجیان خمینی دستشان راتابیخ حلق آنهامیکنندتاصداقت درروده هاشان راواکاوی کنند.صداقتی که فرقه مصباحیه بوئی ازآن نبرده اند.

  11. 11

    حامد

    سلام
    خسته نباشید

پاسخ دهید

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>