هذا من فضل ربی
اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷
جای خیلی از پیش کسوت های تاریخ خالی بود . بالاخره بعد از دودهه خیز برداشتن برای تشکیل انجمن علمی تاریخ و نشست و برخاست ها برای این منظور، به میمنت و مبارکی هیات موسس آن موفق شدند اولین مجمع عمومی را روز پنج شنبه در آمفی تئاتر شماره یک دانشگاه الزهرا برگزار کنند . خبر پیگیری هایی که توسط نسل دومی های تاریخ برای تشکیل انجمن می شد، دنبال می کردم . دکتر آئینه وند و اساتید دانشگاه الزهرا نقش زیادی در به نتیجه رسیدن کارداشتند وهفته قبل دکتر شهلا بختیاری چندتا دعوتنامه فرستاده بود دفتر انجمن و گفته بود که آقایان تاکید دارند حتما اساتید،اعضای هیات علمی و دانشجویان دکتری عضو انجمن، در انتخابات شرکت کنند و ما هم به دوستان اطلاع دادیم و جز کسانی که در مورد این انجمن تازه تاسیس ابهام و سوال داشتند و دوستانی که گرفتاری و مشغله کاری داشتند، بقیه آمدند .
فرصت خیلی خوبی بود برای تازه شدن دیدارها آن هم برای من که تقریبا بیشتر اساتید قدیمی گروه های تاریخ و بعضی از جدیدترها را می شناسم وبا آن ها مراوده دارم . دلم می خواست با تک تک آن ها چاق سلامتی کنم واز آن ها برای سخنرانی های ماهانه دعوت کنم و آن ها را بیشتر در جریان فعالیت های انجمن بگذارم ولی باید خود را به جلسه بعدی می رساندم که درخانه رئیس محترم گروه مطالعات و برنامه ریزی شاخه زنان تشکیل می شد . وقت کم بود و کارزیاد ! به سرعت یک فراکسیون از زنان به قول دکتر تکمیل همایون، “مورخات” در انتهای سالن تشکیل داده دوستان را برای کاندیداتوری تشویق کردیم . همین مسئله باعث شد هیات رئیسه محترم توجهش جلب شود و یادش بیفتد که نزدیک به ده سال است زن ها دارند بار فعالیت های علمی و پژوهشی در حیطه تاریخ را به سختی و مشقت تمام به دوش می کشند و استاد شوخ طبع ومهربان تکمیل همایون که به حق همیشه مشاور خوبی برای ما بوده به ذکر خیر پرداخت و ما را نیز نواخت . باری در جمعی که حضور زنان و مردان تقریبا برابر بود، به سختی حضرات مورخات را راضی به نامزدی کردیم واز شما چه پنهان درخواست کاندیداتوری بعضی شان را خود پرکردیم و یک سلام وسپاس ضربتی به اساتید بزرگوارمان گفتیم و دعا برای سلامتی دکتر مصدق پشتیبان همیشگی انجمن که با یک سکته کاملاغیرمنتظره از فعالیت های علمی دورمانده را به دوستان یادآور شدیم وکلیه وصایا راانجام دادیم و به سرعت ترک صحنه کردیم به سوی منبر بعدی .
یادش به خیر بهار ۷۷ که بحث جامعه مدنی برای اول بار داشت مطرح می شد و ما هم می خواستیم نقشی داشته باشیم در نهادینه شدن آن . وقتی دوست عزیز و همکار تاریخ خوانده ام پیشنهاد تشکیل انجمن تاریخ را داد، ابتدا هیچ ذهنیتی در مورد آن چه باید بکند نداشتم ولی عزم کردیم وفارغ التحصیلان تاریخ راجمع کردیم و به سرعت کارمان را پیش بردیم هرچند به سختی . حالا که گذشته، ما هم از نیشخندها و پشت سر حرف زدن ها و نه در کار زنان آوردن ها می گذریم ولی یادمان می ماند بهای کارهای بزرگ سنگین است و زن های به قول استاد عزیزم دکترشیرین بیانی “تاریخ دان” این بها را پرداخته اند و حالا که انجمن ما این نهال نورسته سری در باغ علم و فرهنگ کشورکان برآورده انگیزه بیشتری برای مانایی و رشدش داریم و هویت مستقل آن را حفظ خواهیم کرد .
وهذا من فضل ربی
اگر روزی فرصتی دست داد حتما قصه شکل گیری انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و نحوه فعالیت آن و همه فراز و نشیب هایی که طی کرد تا امروز که در آستانه دهسالگی است، مستند خواهیم کرد تا یاد و نام آنان که در این مسیر همراهی مان کردند، جاودانه بماند و عجالتا ذکر خیری کنیم از زهرا شجاعی مشاور رئیس جمهور خاتمی در هردو دوره ریاست جمهوری ایشان که در حد توان برای توانمندسازی زنان و بویژه نهادهای مدنی کوشید .
تلفنی در جریان نتیجه انتخابات قرار گرفتم : پنج عضو اصلی آقا و دکتر نزهت احمدی و دکتر سیمین فصیحی عضو علی البدل . می دانم که رقابت سختی بوده و می دانم این گام اول است و می تواند پیروزی بزرگی محسوب شود و زین پس صداهای زنانه در تاریخ راهم خواهیم شنید .
ارسال شده در یادداشت روز | نظرات (۱۲)
اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳ ق.ظ
چقدر دوست داشتم دکتر شیرین بیانی، دکتر منصوره اتحادیه و خیلی دیگر از اساتید بزرگوار خودم رو مثل دکتر باستانی پاریزی، دکتر اشراقی، دکتر ناصری، زرگری نژاد،آقاجری و دیگران و آنان که اکنون در کنارمانیستند مثل مرحوم دکتر رضوانی، ببینم
جای دکتر عطاء الله مهاجرانی هم خالی بود البته
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۳ ق.ظ
این هم چشم روشنی وکادو برای انجمن علمی تاریخ
آقای توسلی می فرمایند برادران سپاه بعد ازشهادت شهید محلاتی (نماینده امام درسپاه) با حاج احمد آقا تماس گرفتند وگفتند اگر امام تأیید کند فلانی [محمدی عراقی]را به عنوان جایگزین شهید محلاتی معرفی کنیم .حاج احمد آقا پیام را خدمت امام رساند؛ امام به رسم عادت همیشگی شان که مخالفتشان را با پشت دست نشان می دادند بادستشان به او اشاره کرده وگفتند نخیر وافزودند «من بیایم این آقا را به عنوان نماینده خودم درسپاه بگذارم که برود منویات ونظرات پدرخانمش آقای[محمد تقی مصباح یزدی ]را پیاده کند وسپاه را وارد این مسائل نماید؟…»منبع روزنامه کارگزاران ۵/۱/۸۷ص ۳) حاج احمد آقا که لحن ناراحت و نگران امام را دید، به امام عرض کرد: آقا این نظر من نبود. نظر فرماندهان سپاه بود که خدمتتان عرض شد که امام باز با همان لحن فرمودند: نخیر، نمیشود. شخص دیگری تعیین شود.
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۶ ق.ظ
کاش آحاد اصلاح طلبان نه سران که دراین زمینه فعالند فعال میشدند وتمام قوایشان را برای پیشگیری ازمصباحیزاسیون کشور به استناد رفتارامام به کارمیبردند تا خدا درپی این امربه معروف پیروزی فوج فوج نصیب انهاکند انشاالله
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ق.ظ
با سلام
امیدکه بارقه های امید مردم از دریچه اصلاحات ببار بنشیند و فرزندان امام محکوم به سکوت نشوند.
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ در ۴:۴۳ ب.ظ
موفق باشید انشاألله
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۹ ب.ظ
امیدوارم که امیدی باشه
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
انشاالله این روزی که گفته اید برسد چرا که آرزوی همه ماست!
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ق.ظ
هر قدم به جلو حق مسلم ماست
اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۷ در ۴:۵۶ ق.ظ
درود بر شما
اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۷ در ۳:۵۸ ب.ظ
منو دعوا نکنین
قول می دم دیگه هیچی نگم
ساکت می شم…. البته فقط تا وقتی که آقا مصطفی خودشونم بیان و با هم یه تاپیک جدید راه بندازیمووووووووو
اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۵ ب.ظ
می دونی که نمیان گلم
)
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ق.ظ
سلام
تشکیل یک نهاد مدنی موجه را تبریک می گویم مترادفا این آدرس را هم ببینید که اگر ما تشکیل ندهیم ایشان تشکیل می دهند
http://www.iranianebidar.blogfa.com/
هر چند مشکلی نیست خدا با ماست
پیمبر با ماست حضرت مهدی با ماست
حالا “ما” چند میلیون بودیم و الآن چند نفریم مهم نیست
منم به روزنامه برادر آقای هادی حیات نو اجتماعی اعلام آمادگی طنزیه کردم ولی فعلا که نپذریشتم
خلاصه اگر سر از کره ماه در آوردم بدونید چون مادرم همیشه می گفته که تو مثل ماه هستی ای عزیز جان مادر
ضمنا امیدوارم آقای معتضد که ظاهرا خیلی مرد هستند و هیچگاه همه اقسام و اجسامشان در صفحه ۲۹ اینچ تلویزیون ما جا نمی گیرد به انجمن شما نپیوندند تا آنجا هم تاریخ را ماست مالی کرده و بهمریختگی ذهنی و تاریخی اجتماعی درست کنند همان شبکه دو ما را بس
و دیگر اینکه امیدواریم انجمن های دیگری برای تعیین تکلیف های علمی و اجتماعی از سوی مدرسین و محققین منصف دیگری هم تشکیل گرد از جمله روانشناسی – جامعه شناسی و علوم سیاسی