ما اهل گفتگوییم
۶ آذر ۱۳۸۶، توسط فخرالسادات محتشمی پور
اگه شماها با این دغدغه های مسخرتون بذارین، دنیای فردای ما خیلی خیلی قشنگه. ما اگه دلسوزی امثال شما رو نخوایم کیو باید ببینیم؟
تو اگه زن(معادل همون مرد معروف!!!) بودی همون چند سالی که یه حوزه کاری وسیع دستت بود برای من و امثال من یه کار درست و حسابی میکردی. درد من و ما افزایش تعداد زنان در کرسیهای نمایندگی یا رئیس جمهور شدن زنها نیست، اینو هم خودت و هم اونایی که مثل تو فکر میکنن باید بفهمید که “زن ایرانی” ، “زن” ایرانیه با فرهنگ و عرف و آداب و عادات خودش، نه یک مرد با اون ویژگیهایی که شماها میگین
این عین یادداشت دوستیه با امضای دختر موفق ایرانی برای آخرین پست من
خوب این دختر موفق ردپایی از خودش باقی نگذاشته بود که برم و برای رعایت ادب جواب سلامشو بدم . از همین جا عرض می کنم دوست من سلام
حالا چرا اینقدر عصبانی ؟ یه آبی به دست رو بزنین تا بعد از آرامش حاصله با هم گفتگو کنیم . حاضرین ؟
Sara
Ammeh khanem, fekr konam shoma yekam asabani bidin vaghti ino neveshtin. Ta hala in rootoono nadide boodam man.
Salavat befrestin ammeh khanem salavat befrestin.
آذر ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۹ ب.ظ
محتشمی
یک دختر ایرانی موفق به نظر شما چگونه دختریه ؟
آذر ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۸ ب.ظ
webmaster
نه عزیزم ساراجان
اون متن متعلق به صاحب یک امضای مجهوله من فقط باز نویسی کردم براتون نازنین
تو هنوز آن روی مرا ندیدی دختر
امیدوارم هرگز نبینی
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۷ ق.ظ
khatoon
che ghad asabani…ama khob yekam rast gofte, nemigam khoob nist ke tedade korsi ha bishtar beshe,etefaghan kheili ham khoobe chon harchi tedade namaynde zan too majles bishtar beshe yani be hamoon nesbat ham tedade zanani ke az hoghooghe ma defa mioknan bishar mishe, albate na mesle zanaye majlese 7tom, ama khob zana moshkelaye kheili bishtariam daran, mesle haghe ezdevaj, haghe hezanate farzand, haghe zendegi, tahsil, entekhabe pooshesh va…….hameye chizaye ke khodetoon midoonin va midoonamam cheghadr bekhateresh talash mikonin. ye dokhtare movafaghe iraniam ke maloome dige mishe mesle man;-). ama khob dokhtare movafaghe irani hamin dokhtarayee hastan ke ba hezar mane va sad varede daneshgah mishan, kar mikonan, mostaghel mishan, mobareze mikonan baraye sadetarin hoghoogheshoon mobareze mikonan va nemizaran mesle mordab begandan, hamoon dokhtarayee ke alan goosheye zendanan, hamoon dokhtarayee ke alan badaneshoon az shalaghe 1000sale pedar siah shode ama bazam sar kham nemikone…………..
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۲۴ ق.ظ
محتشمی
خاتون من
می دانی که ما مخلص این دختران موفق بوده ایم و هستیم
هستی مان را می دهیم و همه تجارب عمرمان را تا خدای نکرده خسته نشوند بی تاب
بمانمند و بروند و مرداب نشوند
ببالندو برهند و شکوفا شوند
برای ایران
سرزمین ما
میراث زرین و شکوهمند نیاکانمان
پایدار باشی
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۸ ق.ظ
تسنیم
من هم حاضرم تو این گفتگو شرکت کنم . می تونیم تو همین جامعه مجازی شروع کنیم . قبول ؟!
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۶ ب.ظ
همون دختر موفق ایرانی
اول سلام!
۱- دوست عزیز؛ من دیروز عصبانی نبودم و با روحیه بسیار خوبی که در خودم سراغ دارم( خدائیش اعتماد به نفسو حال میکنی!)مطلقا عصبانی نمیشم! فقط وقتی که میبینم دیگرانی مثل شما به جای من وما تصمیم میگیرند و بدون اینکه درد منو بشناسن به دنبال درمونش میگردن ناراحت میشم و این ،معناش اصلا عصبانیت نیست، چون ما یاد گرفتیم که در مقابل هر چیزی با سعه صدر و متانت برخورد کنیم!
۲- دغدغه های من شباهت کمی به اون چیزایی داره که “خاتون” توی کامنتش گفته؛ برعکس دوستمون خاتون، به نظر من افزایش زنان نماینده الزاما به معنای قوی شدن جبهه دفاع از حقوق زن نیست و دیگه اینکه معتقد نیستم درد ما اینه که حق ازدواج نداریم!ضمن اینکه مگه چند درصد زنهای جامعه حق حضانت براشون مسآله است؟ البته معتقدم در شرایط ویژه باید به جِدّ به حمایت از اونا پرداخت اما حرف من اینه که فکر میکنم همه ما در شناخت دردهای جامعه زنان دچار توهمیم واساسا در این مقوله نگاه جامع نگر و سیتمی نداریم ( بیشتر ازهمه ،شما!!!)اگر بدونی که وقتی میبینم زنها توی مترو و خیابون بدون پیش زمینه ذهنی وبدون اینکه بدونن راهی رو که دوستای شما دارن با آب و تاب برای اونا ترسیم میکنن زیر اون برگه کذایی کمپین رو امضا میکنن چقدر ناراحت میشم. اول اینو بگم که من اصلا با اجتهاد در مسائل زنان و تطبیق بعضی قوانین با شرایط روز مخالف نیستم اما اونی که شما میگین این نیست ضمن اینکه بعضی احکام به صراحت در متن قرآن اومده و هیچ ربطی به برداشت این عالم و اون مجتهد نداره؛ درحالیکه شما و اونایی که شما تأییدشون میکنی همه چهارچوب و اصول مسلّم رو زیر سئوال میبرین و بدون توجه به بستر فرهنگی و دینی جامعه ایرانی نسخه هایی میپیچین که دود از کله آدم بلند میشه.
۳- به نظر میرسه شما بیشتر از اینکه به واقعیت توجه داشته باشین ،خودتون “واقعیت سازی” میکنین و اینه که آدمو اذیت میکنه
۴- عجالتا کار دارم!دوباره میام و براتون مینویسم، البته اگر بخواین!!!
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۶ ب.ظ
webmaster
حتما می خواهیم دخترم چراکه نه
همه بدبختی های ما از اونجاست که با هم حرف نمی زنیم
تسنیم جان بسم الله شروع کن عزیزم
ما هستیم
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۸ ب.ظ
حامد
سلام
ببخشید منم می خوام یه نکته بگم
بی زحمت اگه تونستید حق ازدواج برای خودتون بگیرید
بنده را هم خبر کنید
خانم محتشمی من رو می شناسه
بی زحمت مشخصات من رو از ایشون بگیرید
بعد بی زحمت ۲۴ ساعت قبلش هم جوری که من متوجه نشم با مامانم اینا صحبت کنید
دیگه اینکه
من تو مراسم خواستگاری چایی بیار هم نیستما
بی خودی دلتون رو صابون نزنید
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۳ ب.ظ
همون!
به حامد:
پسر خوب !شما اگه زن میخوای بهتره دست مامانت یا همین خانم محتشمی رو بگیری و مثل بچه آدم بری سراغ یکی و احیانا بدبختش کنی!!!
وگرنه با این اخلاقی که تو داری باید اینقدر تو خونه مامانت بمونی تا گیسات بشه رنگ دندونات!!!
آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۲ ب.ظ
محتشمی
نه نه نه
بی خود پای منو وسط نکشین
من بی تقصیرم
خواسنگاری واین حرفاهم که قدیمی شده
زوج محترم در یک محیط سالم فرهنگی یا اجتماعی با هم آشنا می شوند وبعد از مشاوره های لازم و آمادگی کامل می نشینند سر سفره عقد
این دیگه صغری وکبری چیدن و این و اونو واسطه کردن نداره که
آذر ۸م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۷ ق.ظ
سحر
سلام!
دختر موفق ایرانی! عزیزم! چرا فکر می کنی نیاز های تو تنها نیازهای جامعه زنانه؟ خانمی اگه یه سری از زنان آزادی شونو دز راه یافتن به مجلس و رئیس جمهور شدن می بینن این چرا بده؟ شما به فکر حق ازدواج با این احمق های مرد نما باش! اما یکی هم باید باشه که قانون حق طلاق رو تصویب کنه یا نه؟
به نظر من مشکل اساسی که همه داریم برای رفع اون فعالیت می کنیم رفع تبعیض جنسیتی و توانمند سازی زنانه…حالا قرار نیست حتما همه از یک راه وارد شیم. تبعیض ابعاد گسترده داره که همه مهمن. نمی تونی بگی یکی از اون یکی مهمتره! تو مادر نیستی که حق حضانت برات مهم باشه اما به این معنا نیست که برای خیلی های دیگه مهم نیست! مثل بعضی زنا صحبت می کنی که تا صحبت حق طلاق می شه فکر می کنن اگه موافقت کنن یعنی اعتراف کردن که شوهرشون بده و طلاق می خوان! بابا یکو واقع بینانه تر دنیا رو ببینیم! هدف همه یکیه! روشها می تونه کاملا متفاوت باشه! به اندازه کافی مخالف داریم! با هم جنگ نکنیم!
شاد و سربلند باشین!
شحر بهشتی از تبریز
آذر ۸م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۲ ق.ظ
khatoon
midoonam khanoom mohatashami azizam ke cheghadr talash mikonin, kheili khoob midoonam va az haminja dastetoono miboosam ke agar amsale shoma naboodan kheili az maha hamin andak agahiraham darbare hoghooghemoon peida nemikardim…..rasti man eshtebah neveshtam hagh ezdevaj manzooram haghe talagh bood, darzemn hagh ezdevajam khodesh mozoo mohemie mage na inke kheili az dokhtaraye tahsil karde va movafagh ta zamani ke pedar ya pedar bozorgeshoon ejaze nade nemitoonan ezdevaj konan ama yek pesar ba harseno tahsilati mitoone???? darzemn dooste aziz kheili az khanoomha haghe hezanat barashoon moheme va hazeran az hamechishoon begzaran ta bachashoono khodeshoon bozorg konan, behtare ye sar be dadgahhaye khanevad bezani…. badam man fekr nemikanam kasayee mamanand khanoom mohtashami va hamkrashoon kasio majboor karde bashan ta donbale daghdaghehaye zehnio oona beran, oona masaleye ke az dideshoon mohemaro bayan mikonan dige entekhab ba mano shomast va daghdaghehaye zehnimooon
آذر ۸م, ۱۳۸۶ at ۵:۵۷ ق.ظ
hayyan
نمیدونم چه پاسخ بدم ولی استادم رابهترازشماها میشناسم ومیدونم
این وصله ها به اون نمیچسبه.
خانم محتشمی پوردوتوصیه میکنم یکی برای شما ویکی برای دخترموفق ایرانی برای شما:::
دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.
وبرای آن دختر:چاهست وراه ودیده بینا وآفتاب
تاآدمی نگاه کند پیش پای خویش
صدها چراغ داردوبیراه میرود
بگذارتابیفتدوبیندسزای خویش
آذر ۸م, ۱۳۸۶ at ۷:۴۴ ب.ظ
ثمین
سلام
اصولا دوستان اینچنینی(کدام چنینی؟!) عصبانیند. من که دلیلش رو نفهمیدم!
آذر ۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۱۳ ب.ظ
(سارا (یه سارای دیگه
ببینین خانم محتشمی.من همیشه تو هر انتخاباتی به همفکرهای شما رای دادم . ولی تا حدودی با دختر موفق موافقم .دغدغه زنان این نیست که چند تا نماینده تو مجلس دارن یا چرا حق قضاوت ندارن .البته تو ناعادلانه بودن برخی قوانین شکی نیست . اما جریان شما اگه می خواد تو انتخابات موفق باشه باید دغدغه های اجتماعی تر زنان رو مطرح کنه . مثلا مشکلاتی که زنان سرپرست خانوار دارن ( به خصوص اون هایی که همسرانشون شغل آزاد داشتن و الان در آمدشون صفره و یا اینکه در خیلی شرکت ها به کارمندان خانم کمتر از آقایون حقوق می دن و یا این که امکانات آموزشی تفریحی ورزشی تو خیلی از شهرها برای دختران خیلی کمتره و این نوع مسائل.در موقع باید ببینیم هر چیزی که مطرح می کنیم دغدغه چند در صد جامعه می تو نه باشه
آذر ۹م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۷ ق.ظ
تسنیم
باز هم سلام
من فکر می کنم اون چیزی که باید اول تو این قضیه مشخص بشه ، تعریف موفقیته .
موفقیت یعنی چی ؟(لطفا کمک کنین تا به یه تعریف صحیح و جمع بندی درست برسیم )
فکر می کنم وقتی از چندتا از دخترخانم های بهتر از گل و سیب گلاب و … بپرسیم به نظر شما موفقیت چیه ؟! احتمالا تو چند تا مشخصه با هم اشتراک دارند و بعد تفاوت عقیده ( که لازم نیست اسم اختلاف نظر روش بذاریم و خشنش کنیم ! ) تو باقی مسایل پیدا میشه .
مثلا اینکه عمدتا به تحصیلات دانشگاهی فکر می کنند .
اما تا چه حد و مرحله ای ، تو این هم اختلاف نظر وجود داره .
بعضیا به ازدواج موفق فکر می کنند .
بعضیا اشتغال واسشون مهم تره ( حتی بعضا مهم تر از تحصیل ! )
و همین طور که هرکدوم از اینها رو بررسی کنیم ، به لحاظ تعدد موضوع ، دسته بندی های مختلفی پیدا می کنند .
اما یه نکته تو همه اینها مشهوده که به نظر من ما رو به نتیجه نهایی می رسونه .
بذارید اول نظرات دوستان رو جمع کنیم و بعد بحث رو ادامه بدیم .
به نظر شما چرا هرکدوم از ما یه موضوع رو واسه خودمون هدف قرار می دیم و برای رسیدن بهش تلاش می کنیم ؟
چرا یکی درس می خونه تا وارد انشگاه بشه ؟
دیگری وقت و تلاشش رو رو کلاس های مختلف هنری و کاربردی میذاره ؟
اون یکی سعی می کنه بهتر جلوه کنه تا همسر مناسب تر و بهتری نصیبش بشه و … ؟
آیا این دلیلی غیر از این داره که همه دوست دارن به نوعی پیشرفت کنند و آیا پیشرفت با موفقیت متفاوته ؟!
آذر ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۸ ب.ظ
مسافر
به به.اینجا چه پر سرو صداست!دعوا شد ما رو هم خبر کنید!
آذر ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۶ ب.ظ
سحر
بازم سلام!
با نظر تشنیم جان موافقم!
چون هر کسی نظر متفاوتی در مورد موفقیت داره, برای رسیدن به هدف اش راه متفاوتی رو در پیش می گیره. و بعضی ها وقتی می بینن بقیه کاری برای موفقیت اونها انجام نمی دن چون ذاتاً خودخواه ان شروع می کنن به بد و بیراه گفتن و اینکه کل فعالیتهای بقیه اشخاص رو زیر سوال می برن.
در جواب دوستانی که فرمودن نیاز زنان جامعه ما صرفاً داشتن نماینده های بیشتر در مجلس نیست باید گفت چجوری می شه به مشکلات زنان که ۹۰% مال حقوق شونه و مربوط به قوانین رسیدگی کرد اگه قانون گذلر از خودمون نباشه؟
من یه فعال حقوق زنانم که چون کارم قانونی نیست جلوی فعالیتم رو گرفتن! چیکار می تونم بکنم؟
ای شما هایی که شعار میدین! در مورد مشکلات جامعه زنان صحبت می کنین! چند نفرتون سعی کردین مطالعه موردی انجام بدین؟ غیر از خونواده و دوستاتون درد و دل چند زن دیگه رو شنیدین که درد همه زنها رو می شناسین؟
کاش بلد بودیم فقط به خودمون فکر نکنیم!مشکل رو نبینیم! فراتر از مشکل, راه حل رو ببینیم!
تعداد بیشتر نمایندگان زن در مجلس یعنی از ۱۰ نفر بی عرضه و مثل مجلس ۹ امی شاید ۱ نفر هم خودی باشه و بتونه قدمی هر چند کوچیک برامون ور داره!
آذر ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۲ ق.ظ